لر موضوع مضحکه نیست/ آیا جوک لری خوب و جوک لری بد داریم؟

ابراهیم خدایی/لور:در بخش پیشین این نوشتار سخن از این قضیه به میان آمد که در زندگی روزمره جامعه امروز ایرانی واژه "لر" همنشین "استهزاء و مضحکه" شده است، گرچه این مساله انحصار به نام قوم "لر" ندارد نباید پنداشت چون این مساله درد مشترک اقوام غیر فارس و در مرحله بعد گویشوران غیر تهرانی است نباید به عنوان "مساله" و "درد" بدان پرداخته شود.اینکه کمابیش مردم ترک، لر، رشت و قزوین و.. چنان در معرض کاریکاتورهایی موهن از جنس کلمات قرار گیرند نه مساله ای طبیعی و نه اتفاقی کم اهمیت است، این مصیبت همگانی نباید به خاطر همگانی بودنش رنگ طبیعی بودن به خویشتن بگیرد، همچنین این حجم از جوک ها قابل مقایسه با آنچه درباره مردم اصفهان، مشهد، یزد، عرب، کرد و... می شنویم نیست و نباید با آنها در یک سطح مورد بحث قرار بگیرد.

جوک را می توان نوعی کاریکاتور دانست که به جای قلم و کاغذ و چهره از زبان، واژه و لهجه استفاده می کند، همان طور که در کاریکاتور همیشه عضو یا اعضایی از بدن به گونه ای مبالغه آمیز به تصویر کشیده می شود (مثلا فردی که بینی بلندی دارد یا کله بزرگ و چشمان ریز و.. در کاریکاتور صاحب بینی بلندتر از حد معمولی می شود و یا کله بزرگ و چشمان ریز و..)، به همین شکل در جوکهای قومیتی نیز اغلب صفتی که در قومیت مورد نظر وجود دارد، یا قومیت مذکور بدان متهم می شود برجسته می گردد.

اما بسیاری از این مساله جوک های قومیتی به عنوان "شوخی" میان قومیت ها تعبیر می کنند و یا میان جوک های خوب و شوخی با جوک های بد و موهن تفاوت می گذارند.

الف) جوک های منفی و توهین آمیز: در این گروه از جوک ها یکی از ویژگی های منفی مردم مورد نظر برجسته می شود، در مورد مردم لر جوک های موهن بیشتر ایشان را مردمی احمق، غیر بهداشتی، رام نشدنی، خشن، بی ملاحظه و... نشان می دهند.

ب) جوک های  مثبت و شوخی آمیز: در این گروه از جوک ها سخن از ویژگی های مثبت و خوب قوم مذکور می شود اما به گونه ای مبالغه آمیز تا اسباب خنده را فراهم آورد، در مورد قوم لر چنین جوک هایی دست روی: صداقت و صمیمیت، زورمندی، آزادگی، غرور و... گذارند.

دسته ای از جوک های شوخی آمیز و مثبت لری که در سال های اخیر رواج زیادی مخصوصا میان خود لرها داشته است جوک هائی است که یک واژه اصیل و اغلب ترجمه ناپذیر به فارسی را توضیح می دهد و نشان می دهد چگونه این واژه ایده ها و احساساتی را بر می انگیزد که با هیچ ترجمانی نمی شود آن را به زبان دیگری گفت.

در حالت طبیعی جوک های شوخی آمیز و مثبت نمی تواند به عنوان آسیب مورد بحث قرار بگیرد، اما نگارنده بر این باورم شرایط کنونی "لر" در پیامک ها و جوک ها به گونه ای است که هر دو گروه منفی و مثبت، توهین آمیز و شوخی آمیز یک آسیب به شمار می روند و لازم است این جریان کنترل شود. این مساله نه به خاطر فراوانی جوک های مثبت بلکه به خاطر ناچیز پیامک هایی است که لر را به عنوان موضوعی غیر از طنز معرفی می کنند.

به عبارت دیگر "لر" یک واژه خنده دار نیست و نباید فقط همنشین خندیدن و خنداندن باشد، اگر درباره این واژه کار گسترده ای صورت بگیرد که به عنوان نام یک "هویت" بر مردمی شرافتمند و محترم شناسانده شود، و در زمنیه های مختلف سیاسی، اجتماعی، علمی، ادبی و... از این واژه به اندازه کافی استفاده بشود آنگاه استفاده طنزناک (مثبت-شوخی) از آن هم آسیب زا نخواهد بود، اما تا زمانی که حجم استفاده طنزناک از آن بر استفاده غیر طنز بچربد هرگونه جوک مثبت و منفی را باید منفی تلقی کرد.

در مورد برخی اقوام دیگر نیز ممکن است این مساله صحت داشته باشد و یا خیر، مثلا به نظر من در مورد مردم ترک ایران این مساله صحت ندارد، یعنی وضعیت ترک ها با لرها فرق می کند و ترک ها از جوک های مثبت می توانند استفاده کنند زیرا جنبش ترکی فعال تر و شناخته شده تر است، مثلا پس از برد تیم تراکتور سازی در مقابل تیم های تهرانی در آزادی من از دوستان ترکم جوک هایی را می شنوم که قطعا به سود هویت مردم ترک است و نه فقط برای لهجه ترکی توهین تلقی نمی شود بلکه واژه "تراختور" را تبدیل به نماد دفاع از زبان بومی می کند.

کارکرد مثبت جوک های قومیتی برای لرها

جوک های لری یکی از حربه های قوم کشی و از جمله عوامل رانش مردم زیر شاخه های مختلف لر به سمت هویت ها، قومیت ها و تغییر زبان و لهجه و... بوده است، با این حال این مطلب ناتمام خواهد بود اگر جوک های قومیتی و لری را کاملا فاقد کارکرد مثبت بدانیم. به طور کلی چنین حجم وسیع از جوک هایی که آگاهانه یا غیر آگاهانه نابودی یک هویت قومی را هدف قرار می دهند اتفاقا در ذات خود حاوی پیام و تاثیری برای جلوگیری از نابودی این هویت ها هم هستند.

به راستی اگر این جوک های قومیتی نبودند اینک واژه "لر" در میان برخی از زیر شاخه ها و سرزمین های لر به دست فراموشی سپرده شده بود، نسلی که نه در کتاب های درسی خویش و نه در نشریات و روزنامه های شهرش و نه در سخنرانی هایی که می شوند و.. کلمه "لر" را نمی شنود هرگز در برابر این سوال قرار نمی گیرد که راستی من هم لر هستم یا نه؟! مگر آنکه آن را در جوکی بشنود.

در تهران زبان لری را به جوک هایی می شناسند که به لهجه لرهای ساکن استان های همدان و مرکزی و نیز بروجرد است، با توجه به ارتباط بسیار ناچیز جغرافیایی و تاریخی و طایفه ای این گروه لر زبان (لری ثلاثی- بروجردی) با گروه های دیگر مینجایی، بختیاری، لک و جنوبی و... شاید اگر این جوک ها هم نبودند این مردم اکنون هیچ حلقه وصلی با هویت لری خویش نداشتند. به همین شکل در منطقه بختیاری نیز یک جریان صاحب انتشارات، بنیاد، انجمن و... سال هاست می کوشند واژه بختیاری را به جای "لر" بنشانند اما گسترش مهار ناپذیر جوک های لری در میان مردم اصفهان، دزفول، چهار محال و خود مردم لر بختیاری موجب شده است ایشان فقط در کتاب ها و سخنرانی های خود کامیاب باشند و نتوانند فراوانی کلمه "لر" در میان مردم خویش را کمتر کنند.

در قسمت بعد بازهم به این مساله خواهم پرداخت اما اینجا اجمالا می گویم که به نظر من وجود جوک های لری در صورتی که به امان خدا رها شود و از سوی یک جریان سازمان دهی شده و فعال لرگرا مدیریت نشود معنای واژه لر را بیش از پیش تحریف می کند و همچون ارّه و تبری خواهد بود که در نهایت ریشه درخت لر را خواهد برید ولی اگر دست باغبان دلسوز به کار افتد می تواند شاخه های هرز و آفت های مانع باروری و سرسبزی هرچه بیشتر درخت را بر طرف کند.

 

در قمست سوم که احتمالا واپسین حلقه این نوشتار خواهد بود قصد دارم درباره راهکارهای مقابله با روند طنزناک شدن واژه "لر" بنویسم، امیدوارم از همفکری خوانندگان و دوستان ارجمند بهره مند شوم.

 

لینک قسمت نخست

http://loor.ir/News.asp?nid=5135&ln=fa 



ارسال توسط

موبایل

فال حافظ

دانلود

خرید اینترنتی