گویش محلی لري وتهدیدهای فرارو
گویش محلی لري وتهدیدهای فرارو
عباس دارايي/کمتر استانی در کشور یافت میشود که به زبان و گویش محلیشان در آنها صحبت نشود اما گویش محلی لرستان کمکم در حال فراموشی است.اصالت و ریشه هر فردی به مکانی است که در آن به دنیا آمده است و زبان یکی از مهمترین و اصلیترین مولفههای اصالت یک فرد است. زبان در دنیا نه تنها به عنوان یک وسیله ارتباط بیان میشود بلکه نشان دهنده روند تکامل بشر است. زبانهای مختلف در دنیا به فراخور زمان خویش از فراز و نشیبهای فراوانی برخوردار بودهاند، برخی زبانها در طول تاریخ از میان رفتهاند و برخی نیز در مرور زبان به وجود آمدهاند اما آنچه حیاتی است ارزشگذاری و حفاظت از یک زبان و گویش است که موجب ماندگاری و افزایش طول عمر یک زبان و گویش میشود. زبان لري یکی از کهنترین و قدیمیترین زبانهای ایران زمین است که سابقه حیات چند صد ساله دارد و زمانی یکی از مهمترین زبانها و گویشهای غرب کشور بوده است. این زبان درمحدوده ايي از مناطق جنوبي وغربي ايران از پرکاربردترین و رایجترین زبانهای روز بوده است.
امروز حفظ اصالت زبان لري از نیازهای ضروری است و تمام لرستانيهاي داخل و خارج استان باید به این زبان ارزشمند توجه بیشتری داشته باشند.
این زبان به دلیل پیشرفتهای تکنولوژیکی، مهاجرپذیر بودن استان و افزایش ورود مهاجران به لرستان کم کم در حال فراموشی است. زبان لري امروز در برابر خطر تحقیر و تحریف نیازمند حمایت و افزایش بهادهی این اصالت است تا بار دیگر در گذرتاریخ راه خود را طی کند. از دهههای گذشته برخی نهادها و دستگاهها به دلیل تاثیرگذاری و فراگیربودن نتوانستند در افزایش فراگیری و گرایش مردم استان به زبان اصيل لري موفق عمل کنند. عدم برگزاری برنامههای سنتی و آیینی استان به زبان لري، گنجانده شدن برنامههایی به زبان فارسی در صدا و سیمای لرستان و برخی رفتارها در سالهای گذشته مانند دوبله برخی بلوتوثهاي زشت ودلقك آميزبه زبان محلی لرستاني توسط برخی افرادسودجوی کلوپی موجب شد تا این زبان دچار استهزا و تحقیر شده و دیگر کمتر کسی به گفت و شنودهای محاورهای در استان به زبان لري بپردازد. عدم توجه به این زبان در رسانههای بومی استان و افزایش استفاده از برنامههایی به زبان فارسی در این رسانهها موجب شد تا زیبایی و لطافت این زبان به فراموشی سپرده شده وحتی دربرخی مکانهایی عمومی نیز زبان فارسی جایگزین شودبه طوری که حتی دفاترنشریات محلی هم ازاین قاعده مستثنی نبوده وکارکنان ودست اندرکاران برخی ازاین دفاترهیچ رغبتی به گویش لری نشان نداده وفارسی راترجیح داده اند. اگرچه زبان لري و توجه به اصالت این زبان هیچ جایگاهی در رسانههای استان لرستان ندارد نقش رسانه ملی استانی نیز در بیتوجهی به این امر انکارنشدنی است. در برخی برنامههای رسانه ملی زبان لري نه تنهابه گونهای از این میدان خارج شدبلكه دربرخي ساخته هاي سيماموردتمسخركارگردانان نيزقرار گرفت البته اين درحالي است كه دیگر برنامههایی به زبان محلی و زبان فارسی دارای سهم مساوی از صدا و سیمای مرکزلرستان هستند.
زبان محلی لرستان یک گویش نیست
يك كارشناس علوم اجتماعي میگوید: ۱۰۰درصدضررورت رویکرد بومی در ایجاد صدا و سیمای استانها را قبول دارم و این شبکهها باید با آداب و رسوم و زبان محلی استانها مطابقت داشته باشد. البته وي این مطلب را نیز اضافه میکند که زبان معیار در رسانه ملی فارسی به عنوان زبان رسمی کشور است اما باید به زبان بومی و محلی نیز در صدا و سیمای استان توجه شود. وی دلیل عدم استفاده از برنامههای ۱۰۰درصد محلی و با زبان لري در رسانه استانی را تفاوت لهجه با گویش میداند و میافزاید: زبان محلی لرستان یک گویش نیست بلکه لهجه است که تلفیقی از لهجههای مختلف و ادبیات مناطق استان لرستان است. بانگاهي به برنامه هاي در حال پخش شبكه افلاك به زبان محلي مي توان گفت: در یک برنامه تلویزیونی که جنگ محلی است وقتی مجری توان اجرای برنامه با ادبیات اصیل لري را ندارد و به این امر مسلط نیست نمیتوان از او خواست به این زبان برنامه اجرا کند. توجه به زبان و فرهنگ بومی متضمن همکاری و حضور تمامی بخشها و گروهها است وبايدپذيرفت که رسانه فراگیرتر است اما رسانه فقط یک رسالت دارد و یک معیار به عنوان زبان اصلی برای برنامههای خود دارد.
در خیابان و شهرها و بسیاری اماکن عمومی زبان لري صحبت نمیشود، ومعضل عدم توجه به زبان بومی از بخشهای مختلف نشأت میگیرد، یک بخشی خود ما هستیم که هنوز به بیان زبان لري معتقد نیستیم و بلد نیستیم خوب از آن دفاع کنیم، هنوز در جلسات و برنامههای استان لري به زبان بومی سخن گفته نمیشود در حالی که در استانهای دیگر برنامهها و جلسات رسمی اداری هم به زبان محلی صحبت میکنند.
درهمين حال بخش زیادی از بیتوجهی به زبان لري متوجه خانوادهها است زیرا هنوز خانوادههای لرستاني به فرزندانشان آموزش ندادهاند که صحبت به زبان محلی به معنای روستایی بودن فرد نیست و افراد باید به اصالت محل تولد و نیاکان خود احترام بگذارند.
ازآنجايي كه استان لرستان از همان گذشته نسبت استانهای دیگر غرب کشور مهاجرپذیرتر بود، بخش زیادی از شهرهای بروجردوخرم آباد و دورود دارای ساکنان غیر بومی هستند و به صورت کلی استان لرستان دارای پراکندگی لهجه و زبان است و باید برنامههای تولیدی صداوسيماي مركزاستان نیز برای همه قشرها قابل استفاده باشد.
برهمين اساس برای این مشکل راهکارهایی رامي توان درنظرگرفت که با استفاده از دکورهای مدرن و امروزی افراد را با زبان محلی به کارگیری کنیم ودربرنامه سازي ها بايدباتلفيف سنت لري بامدرنيته ايراني دراين برهه گام برداريم. البته بايدانتظارداشت که کسانی که در رسانهها فعالیت میکنند باید خودشان برای لهجه بومی و محلیشان ارزش قائل باشند و حتی باید در جلسات رسمی و اداری نیز به این زبان صحبت شود.
درامتدادهمين مسير مردم لرستان نباید خود را از فرهنگ بومی خود جدا بدانند و این انتظار را فقط از رادیو و تلویزیون داشته باشند، یک تهیهکننده و برنامهساز نمیتواند فقط با یک برنامه این تاثیر مورد نظر را به بیننده القا کند بلکه این تمامی سیاستگذاران هستندکه باید به این امر توجه ویژه داشته باشند.
* گویشها به قدری اهمیت دارند که باید در کنار زبان رسمی آموزش داده شوند
دريك ارزيابي كلي از آداب ورسوم استان لرستان پي مي بريم كه مهمترين نكته ايي كه درمقوله زبان نبايدموردتشكيك قرارگيرد تفاوت زبان با لهجه و گویش است.
بطوري كه زبان به معنای نشانههایی است که منظور یک موجودی را برای طرف مقابلش بیان میکند اما از لحاظ علمی زبان باید دستگاه تولید آوا یعنی حنجره را دارا باشد، دارای ساختمان دستوری و گرامر باشد، همچنین با مجموعهای از واژگان ساخته شده باشد و برحسب نیاز بتواند آن را پشتیبانی کند. با تاکید بر اینکه هر آوایی که این ویژگی را داشته باشد زبان نامیده میشود، بايدگفت ، پژوهشگران هیچ زبانی را بر زبان دیگر ترجیح نمیدهند و برتر از یکدیگر نمیدانند چون هیچ زبانی قابل قیاس با زبان دیگر نیست. دربیان تعریف گویش نیز پژوهشگران ادبيات معتقدندگویش برای تبدیل شدن به زبان علاوه بر تعریفهای زبان فاکتور دیگری نیز دارد و آن این است که باید حکومتی این را به عنوان زبان رسمی و اجتماعی انتخاب کند تا همه مردم بتوانند با یک زبانی که بار ملی دارد با یکدیگر صحبت کنند، گویش همه این ویژگیهای زبان را دارد اما بار ملی ندارد. بايدباورداشت كه لهجه هم در درون زبان وجود دارد، اما لري به دلیل نداشتن بار ملی یعنی اینکه حکومتی آن را به عنوان زبان رسمی خود برگزیده باشد نمیتواند یک زبان تلقی شود و همان گویش است. بر اساس اصل ۱۵ قانون اساسی این گویشها به قدری اهمیت دارند که باید در کنار زبان رسمی آموزش داده شوند، و رسانه ملی به عنوان آخرین خروجی تمامی برنامهها و سیاستها نیاز به زمینهسازیهایی دارد تا بتواندنیازهای بومی و محلی را نشان دهد. البته دراين بين رسانه ملی در این زمینه باید خوشهچینی کند و آنچه دیگران کاشتند را درو کند و خود نیز باید در بهکارگیری این زبان اهتمام ویژه داشته باشد تا این اندک داشتهها نیز به سوی فراموشی نرود.
آموزش و پرورش و خانوادهها نیزاز آنجايي كه اصول تربیت درست کودکان مبتنی بر اصلهای زبانی را به درستی رعایت نکردهاند ولذافرزندان خانوادهها بر اساس آن شیوههایی که سیستم آموزشی و خانوادهها به آنها تعلیم داده عمل میکنند و اگر نهادهای فرهنگی نتوانند به خوبی در این زمینه عملکرد مناسبی داشته باشند رسانهها نیز نمیتوانند چیزی برای عرضه داشته باشند. تاسف بارتراينكه هم اکنون مردم لرستان به صورت شایسته و بایسته به این زبان نگاه نمیکنندواین موضوع باید از خانوادهها و نهادها آغاز شود و رسانه به عنوان عنصر فراگیرتر آن را عرضه کند.
البته معتقدم دراين ميان هنوز باید زبان اداری ما فارسی باشد اما حضور زبان لري را باید از خانوادهها شروع کنیم و یک برنامه کلی برای دانشگاهها در این زمینه داشته باشیم.
اگر یکی دیگر از دلایل بیتوجهی به زبان لري را از دست رفتن کارکرد برخی واژگان لري در دنیای امروز بدانيم اما بايدبپذيريم که نوگرایی در زبانها به معنای مرگ آنها نیست، برخی واژهها فقط جنبه تحقیقاتی دارند و واژههای دیگر به صورت کاربردی وارد زبانها میشوند اما این به معنای مرگ یک زبان و گویش نیست پس اگر برخی واژهها دیگر در زبان محلی نیست نباید به این معنا تعبیر شود که این زبان دیگر وجود ندارد.
* مهدکودکها زبان لری را به کودکان بیاموزند
برای فراگیرکردن و رواج لري صحبت کردن درلرستان مي توان گفت،خانوادهها باید اجازه دهند مهدکودکها در کنار سایر برنامههای آموزشی زبان لري را نیز به کودکانشان بیاموزند و توجه کنند که توجه به زبان لرستان به معنای بازگشت به گذشته نیست چون هر زبانی برای خود یک شخصیت و یک جهانبینی خاص دارد.
میتوان گفت نباید اجازه داد مهاجرتها از هر نوعی که هست موجب شود اصالت و فرهنگ لرستاني به فراموشی سپرده شود زیرا این آیین و سنت سالیان دراز به قدمت هزاران سال است که در این سرزمین وجود داشته و نابودی آنها به معنای نابودی گذشتههای این سرزمین است.
