رأی دادن ما لرها/ رعیت یا شهروند؟
رأی دادن ما لرها/ رعیت یا شهروند؟
شهرام شرفی/خبرگزاری لرستان:انتخابات پارلمانی مجلس نزدیک است. ما همواره بین سنت و مدرنیته در حال رفت و آمد هستیم. این امر بخوبی در مشارکت سیاسی خود را نشان می دهد.سنتی که در شرایط امروزین به نفع ترقی استان ما نبوده است و ما را دچار ایستایی یا کندی در توسعه یافتگی منطقه ای و استانی نموده است.برخی از دوستان می پندارند که ما لرها باید از همه ی سنت ها پاسداری نماییم؛ غافل از اینکه شرایط عرفی روز ما دیگر مثل گذشته نیست. مثلا ما از رأی دادن بر اساس سنت طایفه باوری یا خویشاوندگرایی همواره صدمه دیده ایم.
نباید غافل شد که سنت هایی که می توانند برای توسعه مفید باشند باید مورد حمایت قرار گیرند؛ مثلا اگر رأی دادن به فردی هم طایفه و کارآمد باشد اشکالی در روند توسعه بوجود نمی آید؛ زیر هم قبیله بودن در کنار کارآمد بودن قرار دارد. مشکل جایی است که هم طایفه ی من کاربلد نیست و با آزمون و خطا به وظایف نمایندگی می پردازد.
مدرنیته از درون سنت ها زاییده شده است و مدام در حال بازتولید می باشد.سنت های بد حذف می شوند و سنت های مفید برای توسعه بازتولید می گردند.
متاسفانه اگر ما لرها بر اساس طایفه گرایی مشارکت سیاسی داشته باشیم و نه عنصر کارآمدی، نشان دهنده این است که ما یا بخشی از ما هنوز فرایند شهروندشدن و شهروندی را طی نکرده ایم. در پارادایم شهروندی، افراد بر اساس نیازهای مادی و عقلانیت اقتصادی با هم رابطه دارند.این وضعیت همان چیزی است که در جامعه شناسی امیل دورکهیم، همبستگی ارگانیکی نامیده می شود. در این نوع همبستگی، همه با هم برابر هستند و خون و طایفه دلیل برتری یا قرابت تعصبی بین انسانها نیست. مهارت و توانایی در نقش های مربوطه حرف اول را می زند( شایسته سالاری).هر کس شایسته تر است می تواند نقش مربوطه را بهتر ایفاء نماید. حال فرد از هر طایفه ای که می خواهد باشد، مهم نیست.
در همبستگی مکانیکی، خون و خویشاوند و قبیله و طایفه و نژاد حرف اول را می زند. هر کس از طایفه ی من باشد عزیزتر و محترم تر و ارجمندتر خواهد بود.از نظر جامعه شناسی دورکهیمی، اینگونه جوامع هنوز در وضعیت سنتی بسر می برند. آنها در دوران و در ذهنیت ماقبل شهروندی قرار دارند.این امر نشان می دهد که جامعه و اجتماع مورد نظر هنوز نتوانسته است فرایند شهروند شدن خود را با موفقیت طی کند.
ما لرها در وضعیت درحال گذار از سنت به مدرنیته بسر می بریم؛یعنی هنوز نه بصورت کامل مدرن شده ایم و نه بصورت کامل سنتی هستیم.این نوع جدال بین سنت و مدرنیسم را حتی در حوزه عمومی زندگی هم شاهد هستیم.
انتخابات مجلس بخوبی این دوگانگی در مشارکت سیاسی را نشان می دهد. برخی بر اساس طایفه و قوم و قبیله رأی می دهند و برخی دیگر براساس شناخت ها و آگاهی های امروزی و بدور از طایفه باوری منفی. ما چون در مناطق لر نشین با این معضلات مواجهه هستیم، بنابراین هنوز نتوانسته ایم فرایند شهروندی را بصورت جامع و کامل طی نماییم.
در مقابل مفهوم شهروندی، مفهوم رعیت قرار دارد.رعیت از نظر جامعه شناسی سیاسی، خون و طایفه را بر هر چیزی ترجیح می دهد. رعیت مقلد محض سنت هاست. رعیت به چرایی سنت ها فکر نمی کند و آنها را منفعلانه می پذیرد. رعیت اهل تقلید است( عقل شک گرایانه ندارد) و ذهن تحلیلی مادی و علی برای تبیین و چرایی پدیده ها ندارد. مشارکت سیاسی رعیت از نوع مشارکت سیاسی برانگیخته است و نه مشارکت سیاسی خودانگیخته.
حال با توجه به موارد گفته شده باید ما لرها از خودمان بپرسیم:« آیا ما لرها شهروند شده ایم؟ و یا آیا ما لرها فرایند شهروندشدن به معنای فنی کلمه را طی نموده ایم؟»
انتخابات مجلس نزدیک است و ما دوباره شاهد کشمکش تاریخی بین مفاهیم « شهروند» با « رعیت» خواهیم بود.