سخنی درباب هویت
حاجيعلي شرفي/گفتگوی لر:هویت ملی و قومی مثل دیگر پدیده های اجتماعی ، جستاری پیچیده و تاریخی است که در فرایند و سیر حوادث تاریخی شکل می گیرد. مفهوم هویت همواره در طول تاریخ سیال و تغییرپذیر و متحول بر اساس حوادث و رویدادهای تاریخی بوده است. به همین دلیل نمی توان با ویژگی هایی مانند نژاد ، دولت ، تابعیت ، قومیت خاص ، سرزمین ، زبان ، سنت های مشترک فرهنگی ، تاریخ مشترک سرزمینی ، اقتصاد و امثال اینها معیاری قاطع برای تعریف عام « هویت » در همه زمان ها و مکان ها ارائه داد.
مفهوم هویت همواره تأثیرپذیر از تغییرات محیطی جوامع در طول تاریخ بوده است. هویت، تعریفی ثابت و پایدار ندارد ؛ بلکه برآیند تصورات جمعی ملت ها در دوره های معین تاریخی است. اعتبار تاریخی برای مفهوم هویت بر اساس این تصورات جمعی و خاطر ه ها ی تاریخی ساخته می گردد و به عنوان نمونه ، در سالگردها و سالروزها پایدار و زنده می ماند.
پرسش مهم این است که : آیا هویت ملی یا قومی مسأله ای مثبت یا منفی است ؟ در پاسخ دهی به این پرسش مهم، نویسنده معتقد است که مفهوم هویت ملی و قومی _ که در رویارویی با دیگران هویدا و نمایان می شود _ می تواند هم سازنده و مفید و هم تخریب گر و مضر باشد. احساس داشتن هویت اگر به اندازه معقول و متعادل باشد ، می تواند نیرویی برای همیاری و همبستگی و شکوفایی و والایی فرهنگی جوامع محسوب شود ؛ اما اگر به تعصب های قومی و قبیله ای و نژادی مبتلا گردد یا به بهانه مبارزه با تعصبات قومی ، به طرد و تمسخر میراث تاریخی منتهی شود ، می تواند تخریب گر و ویرانگر باشد.
این روزها گفتگو درباره هویت ملی و قومی گرم است و برخی از روشنفکران اینگونه سخن می گویند یا می نویسند که هویت ملی یا قومی در طول هزاران سال گذشته برای هر ملت وهر قومی وجود داشته است. این نگرش ، فاقد ویژگی تاریخی و تطبیقی است ؛ اگرچه هویت قومی در مقایسه با هویت ملی از پیشینه تاریخی بیشتر و کهن تری برخوردار است. بطور کلی باید گفت هویت ملی تولد یافته زمانه جدید است و در پایان قرن نوزدهم به مشرق زمین راه یافته است.
در طول سرگذشت جوامع ، برخی از ملت ها و به ویژه حکومت ها کوشش نموده یا می نمایند برای خویش هویتی بسازند. هویت هایی که بستر و زمینه آنها حتا اگر دربخشی از واقعیت وجود داشته باشد ، بیشتر بر اساس اسطوره ها و افسانه ها بنیان گذاشته شده است. در بررسی برخی از این هویت سازی ها مشخص خواهد شد که بر اساس رویکری تطبیقی و واقعی و مستند، بسیاری از ادعاها و اسامی های هویت بخش امروزین با تاریخ واقعی گذشته تناسبی ندارد. به عبارت بهتر برخی از ادعاها برای هویت سازی ناشی از تحریف تاریخ است تا مدعی کننده بتواند خود را با هویتی غیر واقعی مطرح و خودنما نماید. هویت قومی ریشه و مایه در وابستگی سنتی دارد که فرد خود را حل شده در قوم و قیبله و طایفه می داند و خارج از آن برای خویش هویتی نمی شناسد. این نوع هویت از نوع ابتدایی و اولیه تلقی می گردد. ناسیونالیسم نیز بدنبال ملیت است و بعد از قومیت و در تکامل دهنده به آن شکل گرفته است.
با رشد و تحول جوامع و ظهور و تولد شهرهای جدید و نیز اقتصادهای صنعتی مفهوم هویت دچار تغییراتی شد و هویت هایی جدید و ارگانیکی بر اساس تقسیم کار جدید در جامعه شکل گرفتند ؛ مانند هویت هایی که بر اساس منافع مادی و عینی یا بر اساس منافع ارزشی شکل گرفتند ( جامعه مدنی ). اینگونه تحولات باعث تغییر وفاداری ها از کلیسامداری ، قداست پادشاه ، سیستم فئودالی و قوم مداری و طایفه گرایی به مفهموم مدرن «ملیت و ملت» شد.
این گرایش به ملت سازی و «ملت واحد» در سال های 1815 تا 1871 میلادی در آلمان و ایتالیا عاملی مهم برای یگپارچگی ملی گردید. اما در عین حال ملیت جویی و ملت سازی در سال های1871 تا 1900 میلادی باعث متلاشی شدن امپراطوری هایی بزرگ همچون اتریش و مجارستان شد.عامل هویت ملی در سال های 1900 تا 1918 بصورت نیرویی مهاجم و جنگ افروز بین دولت هایی که آرزوی سلطه جهانی داشتند پدیدار گشت.
جالب اینجاست که عامل هویت باعث هویت سازی و انسجام سازی کاذب توسط حکومت های فاشیستی و نازیستی در اروپا شد( بهره گیری کاذب از هویت تاریخی برای اهداف سیاسی ). همین میل به هویت ملی در پایان قرن بیستم نیز تحولات و حوادثی را در یوگسلاوی سابق ، بریتانیا ، چکسلواکی سابق ، شوروی سابق ، آفریقا و خاورمیانه رقم زد.
بنابراین، پایبندی به هویت ملی و قومی می تواند هم خوب و نیکو و هم بد و ویرانگر باشد. هویت گرایی می تواند عاملی برای یگانگی و انسجام اجتماعی و سیاسی خوب و مردم سالار و قانونمند باشد و هم می تواند تنش و جدایی و جنگ و حتا خودکامگی را بدنبال بیاورد. هویت می تواند پدید آورنده آزادی و مردم سالاری باشد و از طرفی می تواند به تولد استبداد یا گسترش آن بینجامد.
باید خود اگاهی تاریخی و دانایی نسبت به سرگذشت تاریخی ملی و قومی خود را تقویت کنیم ؛ اما نگرشی مطلق به گذشته ها و سنت ها نداشته باشیم. زیرا سنت گرایی و ستایش بیش از حد سنت های ملی و قومی گذشته، بدون توجه به رویدادهای امروزی و بدون توجه به شاخص های ترقی و توسعه در دنیای امروز نمی تواند گرهی از مشکلات فعلی جامعه ما را حل نماید. ما نباید در گذشته گرایی غرق شویم بدون اینکه به نیازها و مشکلات فعلی جامعه خویش توجهی داشته باشیم.
در جهان امروز، انسان هایی می توانند موفق باشند که با اراده ی خویش در فکر تغییر وضع موجود برای بهبود زیست خود باشند و با تکیه بر عقل و خرد و علم، همواره شرایط زندگی بهتر را برای خود و دیگر انسانها بهبود ببخشند.
به قول شاعر : « گیرم که پدرتوبودفاضل ، از فضل پدر تو را چه حاصل؟ ».