من از عقرب نمیترسم ولی از نیش میترسم!
آقای فروتن کار شاقی برای لرستان نکردهاند که مورد تقدیر قرار بگیرند
عباس میرهاشمی/لور:مدتها بود که دل و دماغی برای نوشتن دردهای کهنهی لرستان نداشتم. آخر اینقدر نوشتیم و آب از آب تکان نخورد که خسته شدیم. آنقدر به داشتن افکار کهنه و پوسیده متهم شدیم که دلزده گشتیم. خلاصه کلام قصد نوشتن نبود اما این بار توهین آنقدر سنگین و زشت بود که تاب نیاوردم.....بهمن فروتن را به عنوان یک مربی زیاد نمیشناسم چون سابقه او در این کسوت اصلاً سابقهی درخشانی نیست. اگر او پیشینهی درخشانی داشت لابد باتجربهی مربیگری در لیگ یک آن زمان نباید حالا مجبور به مربیگری در تیم شهری میشد که به باور وی فقط روی نقشه وجود دارد. دست نوشتههای گاه و بیگاه وی در روزنامههای اصلاحات البته بیشتر در ذهن من مانده است.
جناب فروتن پس از سالها باز هم دست بقلم شده و در روزنامهای چیزی نوشته است. البته این بار ایشان در نقش یک منجی برای ما لرهای گمشده بر روی نقشه ظاهر شده اما نمیدانم چرا هر کس میخواهد برای ما دلسوزی کند نمیتواند از توهین و خود برتر بینی چشم پوشی نماید.
ایشان پس از اشاراتی درست به نبود بودجه در لرستان رندانه آبروی ما در پیشگاه همهی مردم ایران میبرد و میگوید ))اینجا فقط دو محصول دارد: عسل و گرز!)) گرز یک آلت جنگی است و عسل لرستان هم بیش از آنکه یک سوغات باشد احتمالاً ازنظر وی غذای خرس است! محض اطلاع آقای فروتن عسل محصول مناطقی است که سرشار از موهبات طبیعی مثل: جنگل، گلستان، باغات و آب و هوای خوب هستند گرز هم با توجه به ماده پیش سازنده در هر مکان قابل ساخت نیست. بعلاوه گرز از قدیم یک آلت جنگی بوده و ساخت آن در یک شهر نباید وسیله توهین به آن شهر شود. باز هم محض اطلاع آقای فروتن لرستان منابع فراوان نفت، گاز، قیرطبیعی، سنگ تزیینی، منگنز و ... دارد. لرستان از حیث روان آبها سومین استان کشور است و حیات و ممات بخش اعظم فلات مرکزی ایران و جنوب غربی و خوزستان به همین آب لرستان بند است. لرستان بهشت باستان شناسان و اولین خاستگاه فلز کاری و اسب سواری و پرورش اسب در کل جهان است.
فکر میکنم همین اندازه کافی است که آقای فروتن بداند لرستان فقط گرز و عسل ندارد بلکه چیزهای دیگر هم دارد و البته بیشتر از خیلیهای دیگر هم دارد! ایشان در ادامه مطلب یک موضوع دیگر را مطرح میکند: ((در اين مدت ما بارها و بارها از سوي زنان اين استان مورد تقدير قرار گرفتيم و اين براي من از هر چيز ديگر با ارزشتر است)) من هر چه این جمله را خواندم نفهمیدم منظور ایشان چه بوده است و زنهای لرستان چرا از ایشان قدردانی کردهاند. آیا در استانی که مهد جوانان زیبارو و برومندی است که هیچ کدام از تیمهای ملی کشور از حضورشان خالی نیست زنان لرستان عاشق چشم و ابروی آقای فروتن شدهاند؟ آیا ایشان کار بسیار شاقی برای لرستان کردهاند که مورد تقدیر قرار گرفتهاند؟ الله اعلم ! ولی حدس من این است که آقای فروتن که حتماً مثل همهی غریبهها مشمول غریب نوازی افراطی بادیها شده دچار توهم تقدیر گشته است.
جناب فروتن به عنوان یک جوان لر از افرادی که همیشه از موضع برتر و سرتر و با ژستهای خود برتر بینانه در مورد قومم سخن میگویند متنفرم. ما داریم میمیریم اما بهتر است با درد بیدرمان خود بمیریم و نیازی به دایههای مهربانتر ازمادری مثل شما نداشته باشیم. این شعر را برایت مینویسم و منتظر عذرخواهی و البته رفتنت از این دیار میمانم:
من از عقرب نميترسم ولي از «نيش» ميترسم
ندارم شكوه از بيگانگان ولی از خويش ميترسم
ندارم وحشتي از يوز و ببر و حملهی شيران
از آن گرگي كه ميپوشد لباس «ميش» ميترسم
مرا با خانقاه و خرقه و درويش كاري نيست
ولي از آن مسلمانان «نادرويش» ميترسم