مجلس نهم و راه دشوار پيش رو
مجلس نهم و راه دشوار پيش رو
حميدرضاشكوهي/مردمسالاري: مجلس نهم هفتم خردادکار خود را آغاز كرد مجلسي که حاصل رقابت اصولگرايان در انتخابات مجلس بود و اين رقابت به انتخاب رئيس مجلس هم کشيده شده است. مجلسي که بيشاز دو سوم نمايندگان آن، براي اولين بار حضور در پارلمان را تجربه ميکنند. مجلس نهم به ويژه در نخستين سال فعاليت خود، کار سختي پيشرو دارد. مجلسي که اکثريت نمايندگان آن تازه وارد هستند، در شرايطي تشکيل شده که فقط يک سال تا انتخابات رياست جمهوري باقي مانده و نقش اين مجلس، از انتخاب رئيس مجلس تا مقطع برگزاري انتخابات رياست جمهوري از اهميت خاصي برخوردار است. اما مهمترين چالش پيشروي مجلس نهم، تعامل با دولت دهم در يک سال باقيمانده از حيات اين دولت است. دولت دهم و رئيس اين دولت، مجلس را در راس امور نميدانند و در مجموع رابطه مناسبي با پارلمان ندارند.
در آخرين روزهاي سال گذشته اظهارات احمدينژاد در صحن علني مجلس در پاسخ به سوالات نمايندگان، تفکر رئيسجمهور در مورد مجلس را نشان داد و انتقادات فراواني برانگيخت. آخرين برگ از کتاب انتقادات رئيسجمهور از مجلس نيز در آخرين روز حيات مجلس هشتم، زماني ورق خورد که نمايندگان در حال خداحافظي با يکديگر و گرفتن عکس يادگاري بودند اما احمدينژاد در نامهاي براي ابلاغ قانون بودجه 91، نمايندگان مجلس را متهم کرد که بودجه را استحاله کردهاند و لايحه بودجه، تبديل به طرح نمايندگان شده و تورمزاست. او همچنين بدون توجه به اين موضوع که وظيفه تشخيص مغايرت يا عدم مغايرت با قوانين بر عهده شوراي نگهبان است، مصوبه مجلس را که توسط شوراي نگهبان تاييد و تبديل به قانون شده، مغاير قانون اساسي اعلام کرد. ديروز هم وزير امور اقتصادي و دارايي که از استيضاح در همين مجلس هشتم گريخته است، اظهارات رئيس دولت را تکرار و از بودجه مصوب نمايندگان انتقاد کرد. به نظر ميرسد رئيس جمهور و در مجموع کليت دولت دهم، ذهنيت صحيحي از مجلس ندارند. اين اولين بار نيست که رئيسجمهور از يک مصوبه مجلس انتقاد ميکند. گويا از ديد دولتمردان، مجلس صرفا يک ماشين امضا است که بايد- تاکيد ميکنم که بايد- تمام لوايح تقديمي توسط دولت را تاييد و امضا کند تا به همان شکلي که دولت ميپسندد اجرا شود و اگر هم مجلس لوايح دولت را تاييد نکرد، دولت تمام مسووليت هر گونه ناکامي در اجراي آن مصوبه را از سر خود باز ميکند؛ به طوري که انگار آنهايي که در دولت هستند، بسيار ميدانند و کساني که در مجلس نشستهاند هيچ نميدانند. به نظر ميرسد دولتمردان بايد تعريف شفافتري از وظايف مجلس ارايه دهند و به روشني بگويند آيا از نظر آنها مجلس حق مخالفت يا اعمال نظر در مورد لوايح دولت را دارد يا خير؟ هر چند مواضع دولتمردان و ازجمله شخص رئيسجمهور در مقابل مجلس هشتم چندان مطلوب نيست و اين مواضع قطعا در مقابل مجلس نهم هم تکرار ميشود و يکي از چالش هاي مجلس بعدي محسوب ميشود، اما واقعيت آن است که مجلس نيز در بروز اين رفتارها مقصر است. مجلسيان بايدحرمت خانه ملت را حفظ ميکردند و اثبات ميکردند که طبق فرمايش امام خميني(ره)، مجلس در راس امور است.
در مورد آخرين نمونه انتقاد رئيسجمهور از مجلس، بهارستان نشينان هم مقصرند که در طول چهار سال حيات مجلس هشتم ، هر زماني که آقاي احمدينژاد تمايل داشت لايحه بودجه را به مجلس ميآورد و آنها هم ميپذيرفتند دولت احمدينژاد اثبات کرد که مملکت را ميتوان دو- سه ماه هم بدون بودجه اداره کرد و در اين موضوع علاوه بر دولت، مجلس هم مقصر است که نه تنها لايحه بودجه را ديرتر از موعد قانوني از دولت تحويل گرفت، بلکه حتي زماني که با کليات آن مخالف بودند هم با پا درمياني و با توجيه شرايط حساس کنوني، آن را با کمترين تغييرات تاييد کردند و البته در نهايت با همه کوتاه آمدنها در مقابل دولت، باز هم مقصر شناخته شدند. به راستي اگر مجلس در راس امور بود و مجلسيان هم به اين موضوع اعتقاد داشتند، چنين اتفاقي رخ ميداد؟
به هر حال مجلس نهم راه دشواري در مقابل دولت دهم در پيش دارد اما با توجه به ترکيب مجلس، بعيد است تفکرات اين مجلس نسبت به مجلس قبلي تغيير کند و بتواند از جايگاه مجلس در مقابل دولت دفاع کند.