توسعه نيافتگي لرستان ونگاهي ديگر

مرادسپه‌وند/لرستان امروز: بررسی‌های موردی نشان می‌دهد که در فضایی که اکثریت مردم لرستان با پدپده‌ی توسعه، ناآشنا و از ضعف مفرط فکری و فرهنگی در این رابطه  رنج می‌برده‌اند، نقش افراد و گروه‌های کوچک مرجع از بین خود مردم یا کارگزاران دولت( یا ترکیبی از این دو) در پیش‌برد و توسعه‌ی جنبه‌های مختلف زندگی مردم این سامان برجسته بوده است.

این یک واقعیت است که برای شکل‌‌‌گیری امر توسعه و تداوم منطقی آن، آگاهی خود مردم و خواست و مطالبه‌ی ناشی از این آگاهی، نقش به‌سزایی دارد که این پایه‌ی مهم توسعه در استان لرستان به دلایل مختلف سیاسی، فرهنگی و …( که بایستی متخصصان و کارشناسان به آن بپردازند) تا به امروز شکل نگرفته و هم‌چنان لنگ مانده است. در چنیین وضعیتی نمی‌توان منتظر شکل‌گیری توسعه‌ی درون‌زا( مبتنی بر اراده‌ی جمعی مردم) ماند و حکم صادر کرد که: تا خود مردم نخواهند و مشارکت آگاهانه و فراگیر در توسعه نداشته باشند، هیچ کاری نمی‌توان انجام داد!

در اوضاع و احوالی که تراز فکری و فرهنگی مردم پایین و ناکافی و سطح مطالبات آن‌ها نیز پیش‌پا افتاده است، نقش افراد و گروه‌های مرجع و نخبه( از میان خود مردم و کارگزاران دولتی) حائز اهمیت است. نمونه‌ی چنین نقشی را در تاریخ توسعه‌ی نیم قرن گذشته‌ی شهر خرم‌‌آباد به وضوح می‌توان دید. از میان خود مردم نقش افرادی مانند زنده‌یادان حاج علی‌اصغر خرم‌آبادی و دارایی‌زاده و اناری و… در عمران شهری کاملاً مشخص است. هم‌چنین نقش بی‌بدیل متمولین شهر در گسترش و توسعه‌ی بخش‌های مهم شهر غیر قابل کتمان است. در شکل‌گیری واحدهای تولیدی و صنعتی مهم اطراف شهر خرم‌آباد نیز نقش‌آفرینی آخرین استاندار رژیم گذشته( فرح‌بخشیان) کاملاً آشکار و عیان بوده است.

خصوصیات فردی و مدیریتی و شم نخبگی زنده‌یاد علی‌محمد ساکی در سمت شهرداری خرم‌آباد در عین عدم توجه عموم مردم به مسائل توسعه‌ی شهری، اینک پیش‌روی همه‌ی ماست. در زمینه‌ی توسعه‌ی روستایی نیز طرح سلسله( دهه‌ی ۵۰ خورشید) در هنام الشتر اجرا گردید که مردم منطقه هنوز که هنوز است نام نیک مجری آن( دکتر رهنما) را بر زبان می‌رانند.

در زمینه‌ی توسعه‌ی فرهنگی(مشخصاً فولکلور  لرستان و موسیقی) هم انصافاً نقش آقای ایزدپناه و هم‌کاران ایشان انکارناپذیر است.

در خصوص آموزش و پرورش و سوادآموزی نیز لرستان خدمت‌گزاران صدیقی به خود دیده است که آقایان خوشنود و طولابی و… از آن جمله بوده‌اند. منظور آن که، درست است که قاطبه‌ی مردم لرستان با امر توسعه و ملزومات آن آشنایی و میانه‌ی چندانی نداشته‌اند، ولی بالاخره افراد و گروه‌هایی وجود داشته‌اند که از سر دلسوزی و علاقه به منطقه و موطن و مردم خود، منشا توسعه در زوایای مختلف شده‌اند. بررسی‌ها نشان می‌دهد که این افراد هم از لحاظ وضع مالی  و هم از لحاظ وضع خانوادگی و هم از لحاظ تحصیلی و تخصص به هیچ‌وجه «کوتوله» نبودند! و از وسعت دیدگاه و بلندی طبع برخوردار بودند و به همین دلیل همه‌ی تلاش خود را به کار می‌بستند تا لرستان و لرستانی، زیاد عقب نماند و لااقل از کاروان توسعه و پیشرفتی که نصیب جهان و ایران شده بود، بهره‌ای ببرد. اینان ضمن آگاهی و وقوف به ضعف فرهنگی مردم لرستان، در تعامل با مقامات حاکمیت نیز بودند و سعی می‌کردند نظر آنان را به توسعه‌ی خطه‌ی لرستان جلب نمایند که در این راستا موفقیت‌های خوبی هم داشتند. به عبارتی حالا می‌توان درک کرد که چنین افرادی صرفاً فرمان‌بردار حاکمیت در لرستان نبوده‌اند بلکه، مدافع و پی‌گیر جریان توسعه در زوایای مختلف در استان نیز بوده‌اند که در تعامل با حاکمیت، کم و بیش، آن را پیش می‌بردند و نشانه‌های آن در حال حاضر وجود دارند و قابل بررسی‌اند. اما…! اما بعد از انقلاب، این «جوی باریکه‌ی» پیش‌برنده توسعه در استان نیز خشکید! و امر توسعه در لرستان کاملاً یتیم شد که تاکنون نیز ادامه دارد. افراد خیر و خوش‌نیت و سرمایه‌گذار در شهری مثل خرم‌آباد تن به کوچ از موطن خود و سرمایه‌گذاری در سایر شهرهای ایران دادند. همه‌ی افراد مؤثر و با سابقه‌ی فرهنگی کنار گذاشته شدند و راهی کنج انزوا شدند و کوتوله‌ها بر مسند نشستند. کوتوله‌هایی که شاید صداقت و دلسوزی هم  داشتند ولی با امر توسعه در زوایای مختلف، آشنایی چندانی نداشتند. تحت مدیریت آن‌ها، امور روزمره انجام می‌گرفت ولی چون تخصص و تجربه و کارآزمودگی و وسعت دید و نظر نداشتند، کاروان توسعه‌ی استان لنگ ماند که ماند! می‌توان گفت که اکثر مقامات و مدیران استانی و نمایندگان در طول سه دهه‌ی گذشته، با شیفتگی تمام در خدمت اهداف ایدئولوژیک و سیاسی نظام بودند و توسعه‌ی همه‌جانبه‌‌ی استان برای آن‌ها در اولویت‌های آخر قرار داشت. بر این اساس، هنگامی که نمایندگان و مقامات و شخصیت‌های استان‌های خاص با دلار هفت‌تومانی مشغول ایجاد زیرساخت‌های فرهنگی و صنعتی و کشاورزی و… خود بودند و به اصطلاح، بار خود را می‌بستند، نمایندگان و مسئولان استان ما مشغول کارهای عادی و روزمره بودند و جز دعا برای سلامتی مقامات ، خواست و مطالبه‌ای نداشتند. نه این‌که اینان آگاهانه به این امور می پرداختند، نه! موضوع از ناآگاهی و عدم اشراف به امر توسعه و … آب می‌خورد. جالب ‌آن‌جاست که حتا نمایندگانی از ما که عناوینی چون دکتر و ومهندس و حجت‌الاسلام و آیت‌اله را نیز با خود داشتند، هم از آفت ناآگاهی و غفلت در امان نبودند. هیچ‌کدام از شخصیت‌ها و مقامات استانی نتوانستند در زمینه‌های توسعه‌ی شهری، توسعه‌ی روستایی، توسعه‌ی صنعتی، توسعه‌ی کشاورزی، توسعه‌ی آموزش و پرورش و آموزش عالی و… به اصطلاح «گُل» کنند و منشا اثر و خدمت شایان توجهی شوند و لااقل استان ما را در یکی دو زمینه نسبت به سایر استان‌ها متمایزتر سازند. نه ‌تنها چنین نشد، بلکه کم نبودند مدیران و نمایندگانی و مقاماتی در سطح استان که خود عامل بر باد رفتن سرمایه‌های انسانی و فرصت‌های سرمایه‌گذاری دولتی و خصوصی در استان نیز شدند. نمونه‌ی چنین افرادی در عرصه‌ها و بخش‌های صنعت، کشاورزی، آموزش و پرورش، آموزش عالی و… استان کاملاً شناخته شده هستند و می‌توان در مورد سوء رفتار و عملکرد و مدیریت آن‌ها و آثار زیان‌بار آن بر سرنوشت توسعه‌ی استان در سه دهه‌ی گذشته تحقیق کرد و به قضاوت نشست. بلی، باید بپذیریم که از نظر فرهنگی و سطح آگاهی به عنوان مهم‌ترین عامل پیش‌برنده‌ی توسعه، مردم استان ما ضعیف هستند؛ اما این ضعف می‌توانست به همت دولتی که همواره ادعای آگاهی‌بخشی و اعتلای فرهنگی جامعه را داشته است و به همت مسئولان و نمایندگان استان و به همت افراد و گروه‌های نخبه و مرجع از بین خود مردم، پوشش داده شود و جبران گردد.

کاری که تا به حال انجام نگرفته است و گناه اینان را نابخشودنی‌تر از گناه عامه‌ی مردم می‌کند! باید فضای مناسب وجود داشته باشد تا قلم را برای شرح و بسط موضوعی که به صورت سربسته مطرح شد، به کار گرفت و حقایق را در مورد عوامل و افراد بازدارنده‌ی توسعه‌ی استان در سه دهه‌ی گذشته برملا ساخت. فضایی که امیدواریم روزی به وجود بیاید و عملکرد تک‌تک مسئولان و نمایندگان سه دهه‌ی گذشته در لرستان به نقد منصفانه کشیده شود. به جز این مسئله، همان‌طور که گفته شد، هیچ کدام از ما نیز نمی‌توانیم خود را از گناه « توسعه‌نیافتگی» لرستان تبرئه نماییم و این گناه را یک سره به گردن دیگران بیندازیم. اگر مجالی باشد، جا دارد که باز هم در این رابطه با هم صحبت کنیم.