سه خطر بحرانی: خشکسالی،بیکاری، گرانی!
سه خطربحراني/خشكسالي ،بيكاري وگراني
شهرام شرفی/'گفتگوي لر: لرستان از دیرباز استانی محروم بوده و هماینک نیز بهرغم برخی تلاشها، همچنان در «کمتوسعهیافتگی» به سر می برد. میدانیم که استان ما از نظر بسیاری از شاخصهای توسعهیافتگی، جایگاه مناسبی ندارد. روند توسعهی ما بسیار کند و لاکپشتی است و در بسیاری از زمینهها نیز بر اساس اولویتهای توسعه در سرزمین خویش حرکت نمیکنیم. ما نتوانستهایم «مزایای نسبی» استانمان مثل پتانسیلهای کشاورزی و گردشگری را به خوبی و در عرصهی عمل به شکوفایی برسانیم تا در کشور، جایگاهی مناسب و شایسته پیدا کنیم. در میان معضلات متعدد و گوناگون لرستان، سه مشکل، بیشتر از دیگر مسائل، خود را نمایان کرده که به نوعی زنگ خطری است برای مسئولان ارشد استان و حتا کشور؛ خشکسالی، بیکاری و گرانی!
در روزهای اخیر شاهد بودیم که دریاچهی زیبای کیو دچار کمآبی مفرط شده و نزدیک است که به سرعت خشک شود. این دریاچه که از استعدادهای توریستی استان است بر خلاف سالهای گذشته که در اوایل مردادماه، کمآب میشد اینک در ماه خرداد، کمآب شده تا نشان دهد که وضعیت آبهای سطحی و به ویژه زیرسطحی این سرزمین، بحرانی است و راهحلی نیز از سوی مسئولان مربوطه برای آن اندیشیده نشده است. متأسفانه نظام مدیریتی استان لرستان از ضعف برنامهریزی استراتژیک که همان نگاه بلندمدت در مدیریت است رنج میبرد و همواره با رویکرد روزمرگی و آزمون و خطا همراه سیاستزدگی برای ادارهی استان مواجه بوده و به همین علت نتوانستهایم تا الان منابع غنی آبهای سطحی و زیرسطحی خود را به نحو مطلوب و بر محور «بهرهوری علمی»، کنترل و مهار کنیم و همین منابع نیز از استان خارج و در دیگر استانها مورد بهرهبرداری قرار میگیرند. ما فکر میکنیم باید بحران بیاید تا تازه به فکر چارهاندیشی برای رفع آن بیفتیم و از اینکه با برنامهریزی کارشناسیشده و درازمدت، مانع از آمدن بحران بشویم عاجز هستیم!
به اعتقاد برخی از جامعهشناسان در کشورهای در حال توسعه که ما هم جزو همین کشورها هستیم، «فرهنگ پیشگیری از بحران» در بین مسئولان مربوطه ضعیف است و استان ما هم که استانی محروم و توسعهنیافته است همین شاخص را البته در گذشته و حال، صدچندان تجربه نموده است! شاید در آیندهای نزدیک با بحران آب روبرو شویم و این هشدار را باید جدی گرفت و قبل از فراگیرشدن بحران، نشانههای آن را دریافت و راهحلی علمی و واقعبینانه تدوین و اجرا نمود تا بیش از این، خشکسالی، گریبانگیرمان نشود! از دیگر بحرانهای مهمی که با آن به صورت روزمره دست و پنجه نرم میکنیم مشکل بیکاری روزافزون جوانان لرستانی است که برای این بحران هم «برنامهای جامع، مدون و علمی» نداریم و فقط دلخوشیهای آماری به مردم ارائه میدهیم، بدون اینکه با نگاهی مشاهدهای، واقعیات موجود در لرستان را ببینیم! بیکاری اگر چه از سوی برخی از مسئولان و نه همهی آنها، مورد تأیید و تأکید قرار گرفته اما چارهای پایدار و اساسی برای حل آن ارائه نشده و روز به روز لشکر بیکاران لرستان بر تعدادشان افزوده میشود که خود عامل بسیاری از دیگر نابههنجاریهای اجتماعی و فرهنگی است. امسال با نام سال تولید ملی نامگذاری شده و متأسفانه به جای «رونق و تولید استانی» برای رفع بیکاری، شاهد تولید بیکاری آن هم بیکاران دانشگاهرفته هستیم که در این زمینه نیز، «بحران بیکاری» باید جدی گرفته شود تا بدون توجه به آمارهای کاغذی، راهحلی پایدار برای ایجاد «اشتغال پایدار» داشته باشیم. به این بحرانها، رشد لحظهای گرانی و تورم را نیز اضافه کنید که به تازگی به جای اینکه نفت سر سفرهی مردم بیاید نان روی سفرهی آنان نیز گران شده و فشار بر طبقهی متوسط و پایین جامعهی ایران بیشتر میشود و دولت نیز مواضعی در اینباره ندارد یا سیاستش «انفعال و تماشاست»! گرانی و تورم نه استانی بلکه کشوری است؛ اما تبعات منفیاش در استانهای محروم، افزونتر است؛ چون درآمد سرانه در این مناطق کمتر از دیگر نواحی صنعتی کشور است. وقتی بیکاری زیاد باشد فقر نیز گستردهتر میگردد و در نتیجه بدبختی و «فلاکت اقتصادی» هم فراگیرتر میشود. هدفمندی یارانهها زمانی میتوانست رشد و شکوفایی اقتصادی را به ارمغان بیاورد که همراه رقابت در تولید و افزایش درآمد سرانهی مردم و نیز اشتغال پایدار باشد که متأسفانه به دلایلی این چنین نشد و به جای مثلاً «تولید رقابتی»، شاهد قبضهی بازار تولیدی ایران در بسیاری از جنبهها از سوی تولیدکنندگان چینی آن هم با کیفیت پایین هستیم. آیا مسئولان استان برای حل این بحرانها برنامههایی مؤثر و بنیادی دارند یا اینکه انفعال و چشمپوشی را رویکرد استراتژیک خویش قرار دادهاند؟!