s






مراد سپه‌وند/سیمره: یک حساب سرانگشتی و تجزیه و تحلیل ساده، همه‌چیز را در مورد نتایج انتخابات یازدهمین دوره‌ی ریاست جمهوری نمایان می‌سازد و پیام روشن و آشکار آن را در معرض قضاوت همگان می‌گذارد. از۵/۵۰میلیون نفر واجدین شرایط رای دادن،۵/۱۸میلیون نفر به صورت واضح و آشکار رای به اتخاذ استراتژی عقلانیت، اعتدال، مدارا و تساهل در مدیریت جامعه و در روابط داخلی و خارجی کشور داده‌اند.۱۵میلیون نفر نیز رای نداده و یا رای باطله داده‌اند. اینان هم با حساب و کتاب‌های خودشان احتمالاً امیدی به حاکمیت عقلانیت و اعتدال ندارند وگرنه، قطعاً مخالف این راهبرد برای اداره‌ی کشور نیستند.

بنابراین می‌توان گفت نتایج این رای‌گیری نشان می‌دهد که۵/۳۳میلیون نفر از۵/۵۰میلیون نفر واجدین شرایط رای دادن، موافق حاکمیت بی‌چون و چرای استراتژی مذکور هستند و بر آن صحه گذاشته‌اند. می‌ماند حدود۱۷میلیون نفر دیگر که رای‌شان بین۵ نامزد دیگر پخش شده است. همه می‌دانیم که رای‌دهندگان به ۴نامزد از این۵ نامزد که معادل۱۳میلیون نفرهستند نیز مخالفتی با تعقل و مدارا در اداره‌ی امور جامعه ندارند و نامزدها نیز در سخنان و تبلیغات خود بر این امر تاکید نمودند. بنابراین در مجموع ۵ /۴۶میلیون نفراز۵/۵۰ میلیون نفر واجدین شرایط رای دادن در کشور، به طور جد خواهان تجدید نظر در مدیریت مملکت و اساس و محور قرار گرفتن دانش و تخصص و تجربه، عقلانیت، مدارا، حقوق شهروندی، تدبیر و از همه مهم‌تر، منافع ملی ایرانیان در همه سیاست‌ها و اقدامات هستند. در حالت بسیار خوش‌بینانه، تنها ۴میلیون نفرشیوه مدیریت فعلی جامعه را تایید می‌کنند که البته حقیقتاً این ۴میلیون نفر را نیز به طور قطع و یقین نمی‌توان طرفدار سینه چاک روند مدیریتی حاکم به شمار آورد.
پس در یک جمع بندی کلی می‌توان گفت که اکثریت قاطع ملت ما در یک سازوکار قانونی و مورد توافق همگان، رای به عکس شدن مسیر مدیریت کشور در همه جوانب و ابعاد داده‌اند.این جوانب و ابعاد شامل سیاست داخلی و خارجی، روابط بین‌الملل، اقتصاد، فرهنگ، حقوق ملت و….می باشد. اما اعلام نظر و رای دادن واضح و شفاف چیزی است و جامه عمل پوشاندن به این نظر و رای چیز دیگری! عموم مردم و به ویژه رای دهندگانی که همواره به امید تغییر و تحول معنادار و مثبت پای صندوق‌های رای‌گیزی حاضر می‌شوند، بایستی بدانند که اگر امیدی به تغییر و تحول سازنده بر مبنای رای داده شده وجود داشته باشد، آن امید جز بر اساس حضور در صحنه اداره‌ی جامعه و احساس مسئولیت مستمر رای‌دهندگان و اصرار و پای فشردن بر تحقق خواسته‌ها و مطالبات، سر بر نخواهد آورد و بالنده نخواهد شد.
حافظان وضع موجود که قدرت و ثروت و ارکان تصمیم‌گیری را در اختیار دارند، بعید است در عمل به پیام این رای تمکین کنند! این که رای را به صندوق بریزیم و برویم کنج عافیت و مصلحت برگزینیم و منتظر قهرمان خیالی ذهن‌مان! بمانیم  تا او یک‌تنه کژی‌ها و کاستی‌ها را برطرف سازد، این که چشم به راه رایزنی‌های پشت پرده و کدخدامنشی‌های سنتی بمانیم و….مشکل ما را حل نخواهد کرد! همین الان الگوهای زنده‌ای از جریان مطالبه‌خواهی مردم جوامع مختلف جهان پیش روی ماست. باید از این نمونه‌ها درس گرفت.
اکثریت قاطع رای‌دهندگان خصوصاً ۵/۱۸میلیون نفری که مشخصاً به خط مشی اعتدال و عقلانیت رای دادند، باید هم‌چنان در صحنه باشند. نباید منتظر ماند تا اگر برگزیده عمل مثبتی انجام داد، برایش هورا بکشیم و کف بزنیم و اگرچنین نکرد و خلاف قول و قرارها عمل کرد، او را به ناسزا بکشیم! آفرین‌ها و نفرین‌ها، گره از کار بسته ما نخواهند گشود! در حال حاضر، افراد شاخصی از حافظان وضع موجود، دست به تعیین خط مشی و ارائه دستورالعمل برای برگزیده انتخابات می‌زنند و خط و نشان می‌کشند! فرصت‌طلبان و پست‌خواهان و شکارکننده‌های موقعیت‌ها نیز می‌روند که بر سر سفره‌ای بنشینند که کوچک‌ترین زحمتی برای تدارک آن، به خود روا نداشته‌اند! سر خویش گرفتن و جانب مصلحت و منفعت شخصی و باندی را گرفتن، برای همه حرکت‌های تحول‌خواهانه به مثابه سم مهلک است. هم اکنون تردیدی وجود ندارد که۴۶ میلیون نفراز۵۰میلیون نفر واجدین شرایط رای دادن بی‌صبرانه منتظر اقدام عینی و ملموس به عنوان پیامد مثبت رای و نظرشان هستند اما تجربه نشان داده که این انتظار و این صبر بدون خواستن و خواستن، بدون گفتن و گفتن، بدون نوشتن و نوشتن، بدون فریاد زدن مکرر، بدون ایستادگی، بدون اتحاد و هم‌دلی و….به ثمر نخواهد نشست! در این رابطه وظیفه و رسالت اصحاب رسانه و مطبوعات، صاحبان تریبون، افراد و گروه‌های مرجع، متفکران و نویسندگان و فرهنگیان، روزنامه‌نگاران و خبرنگاران و خلاصه نخبگان و آگاهان جامعه بسی سنگین است.
در هر جا که هستیم ،به صورت انفرادی و گروهی، صنفی و متشکل و سازمان یافته و…پیامدهای مثبت و ملموس و عینی رای دادن خود را مطالبه کنیم بلکه بتوانیم در راه رشد و توسعه مملکت خویش گامی فرا پیش نهیم. چنین باد!