جنگ اول به از صلح آخر!

مراد سپه‌وند

مرادسپهوند/سیمره:حوادث رخ داده در کشور مصر، بسیارتاسف برانگیزاست.تا کنون صدها نفر از مردم و تعدادی از نیروهای پلیس و ارتش در اثر درگیری های خونین، جان خود را از دست داده اند.ناظران و تحلیل گران سیاسی معتقدند که بهار سبز عربی،نشانه هایی از برگ ریزان زودرس پاییزی را نشان می دهد که اگربه سرعت علت یابی و مداوا نشود ،بیم مستولی شدن خزان ناامیدی بربهارامید خلق های مسلمان خاورمیانه به سرعت پا خواهد گرفت.در این صورت قدرت طلبان و ستم پیشه گان و تمامت خواهان انحصارطلب کام خواهند یافت و به زبان بی زبانی به مردم مسلمان خاورمیانه خواهند گفت که آزادی و کرامت انسانی و توسعه و پیشرفت خواب هایی هستند که هیچ گاه تعبیر نخواهند شد و برای همیشه باید به پای دیکتاتورها سوخت و ساخت!

یا للعجب که عاملان این بدبختی و سیه‌روزی در یمن و لیبی و تونس و مصر و....افراد و گروه‌هایی هستند که خود را به دیانت پاک اسلام منتسب می‌کنند و ریخته‌شدن خون بی گناهان برای‌شان به راحتی نوشیدن آب است! در مصر مسئله از آن‌جا شروع شد که میلیون‌ها نفر از مردم و جوانان در میدان تحریر جمع شدند و علیه حرکات و سکنات مُرسی و اخوان‌المسلمین اعتراض نمودند و طومار امضا کردند. درست است که مُرسی در انتخابات ریاست جمهوری رای اکثریتی ضعیف(حدود 50 درصد آرا) و مبهم و مسئله‌دار را به دست آورد، ولی تکلیف حدود نیمی دیگر از مردم و رای دهندگان چه می‌شود؟ نمی‌توان گفت طبق قانون آنان باید بنشینند و نظاره‌گرخراب کاری‌های مُرسی و اخوان باشند تا 4 سال دیگر که انتخاباتی دیگر برگزارشود! از قضا قیام کنندگان اصلی علیه مبارک، جزء این نیمه معترض جمعیت مصر هستند. بیش‌تر جوانان و افراد و گروه‌های ملی و آزادی‌خواه مصر که نگران وضعیت کشور مصر در دوران بعد از مبارک هستند، در این نیمه جمعیتی قرار دارند.

مُرسی و حزب متبوعش یعنی اخوان‌المسلمین، خودخواهی احمقانه‌ای به خرج دادند و به خواسته‌های اینان طی ماه‌ها توجه نکردند. نخوت و خودرایی مُرسی هویدا بود و همین هم بیش‌تر معترضان را وا داشت که تا ساقط کردن او از پای ننشینند. معنی ندارد! اکثریتی ضعیف رای داده‌اند تا یک نفرتمشیت امور مختلف زندگی‌شان را به عهده بگیرد. رای داده شده مشروط و فقط برای اداره‌ی مملکت به شیوه‌ی عرفی و منطقی و عقلانی مرسوم در دنیاست و لاغیر. مردم مسلمانند و طی نسل‌ها و سینه به سینه، دین خود را می‌شناسند و هم به‌طور معمول حد و مرزها را نگه می‌دارند. دولت و رئیس جمهور برای برآورده کردن خواسته‌های این دنیایی مردم انتخاب می‌شوند و رای داده شده مجوزی برای برقرارکردن سیستم خلیفه‌گری و ضامن جهنم و بهشت رفتن مردم نیست زیرا مردم طی صدها سال به خوبی آموخته‌اند و در وجودشان هم نهادینه شده است که چگونه عمل کنند تا رضایت خداوند فراهم آید و در این رابطه هم نیازی به قیم  و واسطه ندارند! مُرسی و حزبش می‌توانستند باد نخوت به دماغ نیندازند و برای معترضان ارزش و کرامت انسانی (که نعمتی است خدادادی) قائل شوند و با آنان وارد گفت‌وگوی سازنده شوند تا دغدغه‌های‌شان رفع شوند؛ اما این کار خداپسندانه هم، ظرفیت و توسعه‌یافتگی اخلاقی و انسانی و سیاسی می‌خواهد که نباید سراغش را در افرادی مانند مُرسی و گروه دگم و بسته‌ای هم‌چون اخوان‌المسلمین گرفت! در چنین وضعیتی، راه‌کارهای شناخته شده بسیاری برای حل و فصل قضایا وجود دارد.توجه به نظرسنجی‌های معتبر، مذاکره و سازش عادلانه، قبول حکمیت، تشکیل دولت ائتلافی ،مراجعه سریع به افکارعمومی و رفراندوم و....می‌توانند از بروز فجایعی نظیر آن‌چه در مصر جریان دارد، جلوگیری نماید.
اما گوش مُرسی و حزب انحصارطلب و تمامت‌خواهش بدهکار هیچ‌کدام از این راه‌کارها نبود. به ناچار انبوه جمعیت معترض، به ارتش و نیروهای نظامی متوسل شدند، شاید در سایه‌ی نظم و مقررات نظامی، قاعده‌ی بازی رعایت شود و معترضان به حساب آیند! متاسفانه اخوان‌المسلمین ثابت کرد که جوهره‌ی تفکرش،«چو من نباشم، جهانی نباشد!» است. در سایه‌ی نظم و مقررات ناخواسته و موقت نظامیان، به این گروه اعلام شده که کسی مخالف فعالیت قانونی آنان برای مشارکت در سرنوشت سیاسی کشور نیست اما، شوربختانه آنان مشی تمامت‌خواهی دارند و حاضرند برای قرار گرفتن در مصدر قدرت، خون و خون‌ریزی روزافزون به پا شود. به نظر می‌رسد اگر اخوان‌المسلمین بر این مشی خود اصرار داشته باشد، لااقل نیمی از جمعیت مصر از جمله آگاهان و روشن‌بینان این کشور هم به این نتیجه رسیده باشند که برای مهار و مقید کردن این گروه، فردا دیر است و همین امروز باید اقدام کرد، هرچند با کمال تاسف همراه با خون‌ریزی هم باشد! شاید معترضان نگاه‌شان به تجاربی است که در کشورهای اسلامی وجود دارند و پیش چشمان ما رژه می‌روند! آنان درست فهمیده‌اند که: نه حذف اخوان‌المسلمین و نه حاکمیت تمام عیار آن بر سرنوشت مردم مصر! شاید معترضان و حداقل نیمی از جمعیت مصر به همراه ارتش متوجه شده‌اند که «جنگ اول به از صلح آخر» است. امیدواریم که با پذیرش راه حلی منصفانه و منطقی، سایه شوم برادرکشی و خون‌ریزی از آسمان کشور بزرگ مصر سریعاً کنار زده شود.