مدیریت داروخانه ها در دستان افراد فاقد صلاحیت
مدیریت داروخانه ها در دستان افراد فاقد صلاحیت
آفرین پنهانی سیمره /با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر داروخانهها، داروسازها قادر به اداره داروخانه نیستند و این موجب شده خیلی از داروخانه ها توسط افراد فاقد صلاحیت مدیریت و اداره شوند.
آفرین پنهانی
سیمره
/با
توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر داروخانهها، داروسازها قادر به اداره
داروخانه نیستند و این موجب شده خیلی از داروخانه ها توسط افراد فاقد
صلاحیت مدیریت و اداره شوند.این عدم مدیریت مناسب در نهایت منجر به
افزایش سرانه مصرف دارو و ارائهی دارو بدون نسخهی پزشک میشود.گاهی نیز
به دلیل عدم شناخت کافی افراد از داروها عواقب بدی در پی خواهد داشت.
آفرین پنهانی سیمره /با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر داروخانهها، داروسازها قادر به اداره داروخانه نیستند و این موجب شده خیلی از داروخانه ها توسط افراد فاقد صلاحیت مدیریت و اداره شوند.
این عدم مدیریت مناسب در نهایت منجر به افزایش سرانه مصرف دارو و ارائهی دارو بدون نسخهی پزشک میشود.گاهی نیز به دلیل عدم شناخت کافی افراد از داروها عواقب بدی در پی خواهد داشت.
از بررسیهای به عمل آمده این مشکل در یک
شهر خاص یا مکان خاص نیست در بیشتر شهرستانها و شهرها از جمله تهران
بزرگ نیز، بیش از نیمی از داروخانهها فاقد این صلاحیت هستند. بخشی از این
مشکل مهم که نیاز به بررسی همه جانبه از سوی مسئولین امر دارد به کسانی
برمیگردد که در ارائه و اخذ صدور چنین مجوزهایی اقدام کرده و در مراحل
ثانویه پیگیریهای لازم را انجام نداده یا نمیدهند. بخشی نیز به دلیل
مشکلات اقتصادی ناشی از درآمد ناکافی برای متخصصین داروسازی است که موجب
شده آنها به این کار مبادرت نورزند و کار در دست کاردان قرار نگیرد. اما
ترکش این نابسامانی و عدم مدیریت به مردم جامعه خورده و آسیبهای جدی را
مردم میبینند. در بین این همه داروخانهی فاقد صلاحیت؛ شهر معمولان نیز
بینصیب نمانده و تنها داروخانهی آن که نیاز ضروری مردم بوده و به طور
روزانه به آن مراجعه میکنند از این قاعده مستثنا نیست.
چندی پیش یکی از شهروندان شهر معمولان خبر داد که ما از نظر دارو و خرید آن در تنها داروخانهی معمولان دچار مشکل شدهایم. وقتی با او گرم صحبت در ارتباط با چگونگی قیمتهای گزاف دارو شده بودیم دورهمان کردند. مرد و زن هم گلایه در کلامشان موج میزد هم نگرانی. گلهمند بودند برای این که وقتی دارویی از داروخانه خریداری میشود قیمت مهرخورده روی برچسب یا جلد دارو با چیزی که فروخته میشود چند برابر است و ما چون مجبور هستیم آن را میخریم اما چیزی که موجب شد ما قضیه را جدیتر دنبال کنیم و گوش به درددل خیلی از مردم این منطقه بدهیم تنها قیمت بالای داروها نبود؛ چندنفر از آنها گفتند که این داروخانه فاقد پزشک و کادر تخصصی در حوزهی شناخت دارویی هستند.(به جز مسئول آن که ظاهراً مدرک کارشناسی غیرمرتبطی دارد) قیمت داروها و تأثیرات نوع آنها بر جسم و روح و روان افراد علامت خطری است برای مردمی که سرانهی درآمد اقتصادی بیشتر آنها منوط به واریز یارانههاست و امید به چندرغاز آن بستهاند.
وقتی پای صحبت و گلهمندی چند تن از افراد بومی این منطقه نشستیم هم از گرانی دارو مینالیدند هم عدم شناخت افراد نسبت به داروها. به طور مثال یکی از این شهروندان عزیز که معترض به وضع موجود بود گفت: وقتی برای تب شدید کودک خردسالم به داروخانه مراجعه کردم آمپولی را تحویلم دادند و من که به دلیل سوادپایین نتوانستم دارو را تشخیص دهم آن را نزد تزریقات محلی بردم با دیدن دارو گفت:« بچهی شما مشکل روانی دارد؟» با تعجب گفتم: «خدانکند. بچهی من فقط تب کرده. همین!» اما وی گفت:« این آمپول با دوز بالایی که دارد برای آرامشبخشی به بیماران روحی روانی است و اگر این را برای کودکتان تزریق کنید عواقب بدی در پی خواهد داشت. به داروخانه برگشتم و از خانمی که آن را خریده بودم پرسیدم: شما دستی دستی خواستید بچهی منو بکشید. پاسخش بیشتر مرا رنجاند. او گفت:« حالا مگه چی شده. نصف آن را میزدی هیچ اتفاقی نمی افتاد!» از آن روز به بعد حتا اگر بچهام از تب تشنج کند حاضر نیستم از داروخانه دارو تهیه کنم و به هر شکلی او را تا صبح نگه میدارم تا به درمانگاه محل ببرم...
یکی دیگر از این شهروندان از صدا و سیما گلهمند بود که وقتی تریبون آزاد به اینجا آمد ما همه از این مشکل نالیدیم و حتا گفتیم دارویی که در پاکت آن نوشته شده 1000 تومان به ما 5000 هزارتومان فروخته میشود اما صدا و سیما همه چیز را پخش کرد الا خواسته و دغدغههای مارا...!!!
حال این سؤال پیش میآید: چهقدر برای سلامت جامعه و افراد آن برنامهریزی شده و برایمان مهم است؟چرا نباید سلامت جامعه در اولویت سازمانهای بیمهگر قرار گیرد؟ چرا سازمانهای بیمهگر نباید به جای در نظرگرفتن منافع مالی خود برای سلامت مردم جامعه تلاش كنند که در نتیجه منجر میشود تا پزشکان و داروسازان نیز برای سلامتی جامعه به نحو مناسبتری عمل نمایند.
ما در این مطلب به بیان مشکلات داروسازان که خود بحثی قابل بررسی است نمیخواهیم بپردازیم.
اما آیا نباید صلاحیت تأسیس و ادارهی داروخانه توسط دولت و سازمان غذا و دارو تأیید و اخذ شود که متأسفانه باید شاهد باشیم که درصد بالایی از مجوز داروخانهها تنها در ظاهر با نام پزشکان اداره شود؟ مگر نه این که درآیین نامهی شرایط احراز و اخذ مجوز داروخانهها باید منوط بر یک متخصص داروسازی یا پزشک داروساز و نیروهای آموزش دیده و تحصیلکرده در آن رشته باشد(با درجه دكتراي تخصصي داروسازي، دكتراي عموم داروسازي، فوق ليسانس داروسازي، ليسانس دارو سازي،كمتر از ليسانس داروسازي)پس چرا این معضل باید در شهرهای ما به ویژه در مناطقی که فقرو محرومیت بیداد میکند و مردم نمیتوانند از حقوق خود آن چنان که شایسته باشد به دفاع برخیزند، این گونه اجحاف صورت گیرد.
حال جناب ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان؛ لطفاً پاسخ این مردم محروم اما شریف و نجیب را بدهید.
چندی پیش یکی از شهروندان شهر معمولان خبر داد که ما از نظر دارو و خرید آن در تنها داروخانهی معمولان دچار مشکل شدهایم. وقتی با او گرم صحبت در ارتباط با چگونگی قیمتهای گزاف دارو شده بودیم دورهمان کردند. مرد و زن هم گلایه در کلامشان موج میزد هم نگرانی. گلهمند بودند برای این که وقتی دارویی از داروخانه خریداری میشود قیمت مهرخورده روی برچسب یا جلد دارو با چیزی که فروخته میشود چند برابر است و ما چون مجبور هستیم آن را میخریم اما چیزی که موجب شد ما قضیه را جدیتر دنبال کنیم و گوش به درددل خیلی از مردم این منطقه بدهیم تنها قیمت بالای داروها نبود؛ چندنفر از آنها گفتند که این داروخانه فاقد پزشک و کادر تخصصی در حوزهی شناخت دارویی هستند.(به جز مسئول آن که ظاهراً مدرک کارشناسی غیرمرتبطی دارد) قیمت داروها و تأثیرات نوع آنها بر جسم و روح و روان افراد علامت خطری است برای مردمی که سرانهی درآمد اقتصادی بیشتر آنها منوط به واریز یارانههاست و امید به چندرغاز آن بستهاند.
وقتی پای صحبت و گلهمندی چند تن از افراد بومی این منطقه نشستیم هم از گرانی دارو مینالیدند هم عدم شناخت افراد نسبت به داروها. به طور مثال یکی از این شهروندان عزیز که معترض به وضع موجود بود گفت: وقتی برای تب شدید کودک خردسالم به داروخانه مراجعه کردم آمپولی را تحویلم دادند و من که به دلیل سوادپایین نتوانستم دارو را تشخیص دهم آن را نزد تزریقات محلی بردم با دیدن دارو گفت:« بچهی شما مشکل روانی دارد؟» با تعجب گفتم: «خدانکند. بچهی من فقط تب کرده. همین!» اما وی گفت:« این آمپول با دوز بالایی که دارد برای آرامشبخشی به بیماران روحی روانی است و اگر این را برای کودکتان تزریق کنید عواقب بدی در پی خواهد داشت. به داروخانه برگشتم و از خانمی که آن را خریده بودم پرسیدم: شما دستی دستی خواستید بچهی منو بکشید. پاسخش بیشتر مرا رنجاند. او گفت:« حالا مگه چی شده. نصف آن را میزدی هیچ اتفاقی نمی افتاد!» از آن روز به بعد حتا اگر بچهام از تب تشنج کند حاضر نیستم از داروخانه دارو تهیه کنم و به هر شکلی او را تا صبح نگه میدارم تا به درمانگاه محل ببرم...
یکی دیگر از این شهروندان از صدا و سیما گلهمند بود که وقتی تریبون آزاد به اینجا آمد ما همه از این مشکل نالیدیم و حتا گفتیم دارویی که در پاکت آن نوشته شده 1000 تومان به ما 5000 هزارتومان فروخته میشود اما صدا و سیما همه چیز را پخش کرد الا خواسته و دغدغههای مارا...!!!
حال این سؤال پیش میآید: چهقدر برای سلامت جامعه و افراد آن برنامهریزی شده و برایمان مهم است؟چرا نباید سلامت جامعه در اولویت سازمانهای بیمهگر قرار گیرد؟ چرا سازمانهای بیمهگر نباید به جای در نظرگرفتن منافع مالی خود برای سلامت مردم جامعه تلاش كنند که در نتیجه منجر میشود تا پزشکان و داروسازان نیز برای سلامتی جامعه به نحو مناسبتری عمل نمایند.
ما در این مطلب به بیان مشکلات داروسازان که خود بحثی قابل بررسی است نمیخواهیم بپردازیم.
اما آیا نباید صلاحیت تأسیس و ادارهی داروخانه توسط دولت و سازمان غذا و دارو تأیید و اخذ شود که متأسفانه باید شاهد باشیم که درصد بالایی از مجوز داروخانهها تنها در ظاهر با نام پزشکان اداره شود؟ مگر نه این که درآیین نامهی شرایط احراز و اخذ مجوز داروخانهها باید منوط بر یک متخصص داروسازی یا پزشک داروساز و نیروهای آموزش دیده و تحصیلکرده در آن رشته باشد(با درجه دكتراي تخصصي داروسازي، دكتراي عموم داروسازي، فوق ليسانس داروسازي، ليسانس دارو سازي،كمتر از ليسانس داروسازي)پس چرا این معضل باید در شهرهای ما به ویژه در مناطقی که فقرو محرومیت بیداد میکند و مردم نمیتوانند از حقوق خود آن چنان که شایسته باشد به دفاع برخیزند، این گونه اجحاف صورت گیرد.
حال جناب ریاست محترم دانشگاه علوم پزشکی استان لرستان؛ لطفاً پاسخ این مردم محروم اما شریف و نجیب را بدهید.
+ نوشته شده در ۱۳۹۲/۰۶/۰۶ ساعت توسط
|