عريضهاي به مردم لرستان
عريضهاي به مردم لرستان

علی گودرزیان/سیمره:از آن جايي كه آيين مرقومه و عريضه نويسي ساليان درازي است كه دراين مرزو بوم، جاري و ساري است و از روزي كه «مجلس شوراي ملي» بنا نهاده شد و «رعيت» به «ملت» تغيير نام يافت و «دولت» پديدار شد؛ مردمِ از بدبختي و فلاكت به تنگ آمده از ناگزيري هراز چندگاهي دست به قلم مي بردندو به بالادستيها «مرقومه وعريضه» مينوشتند تا بلكه درجي باشد و چرا كه از قديم و نديم گفتهاند: «كوشش بيهوده به از خفتگي است» ما نيز ميخواهيم در دنيايي كه عريضهها به متن بدل شدهاند، متني به رسم مرسوم بنويسيم!
شنيديم جمعي از نمايندگان محترم مردم، در باب بودجهي استان به شكل نماديني استعفا دادهاند و خارج از هرانگيزهاي كه دارند و هرگز نميخواهيم واكاوي كنيم و چوب لاي چرخشان بگذاريم و...! اين كارشان را ميپسنديم، چرا كه نمايندگانِ بيكارترين استان و بيكارترين شهرستان و بيكارترين جوانان كشور، در برابر بودجهريزان اينچنيني كه حسابي ويژه براي اين ركوردها باز نكرده باشند«الحق والانصاف» بايد استعفا بدهند! دستشان مريزاد! به هرجهت حق گرفتني است!
ما نيز محض آگاهي«خلقالله» و همراهي با نمايندگان محترم! نكاتي را به حضور تقديم مينماييم، اما چون ساليان درازي است كه «نامهها و عريضه»ها نوشتيم و جوابي نديده و نشنيديم! كمر همت بستهايم كه براي«مردم» نامه بنويسيم. چه فرق ميكند ما كه جواب نميگيريم، دستكم اگرقرار است كسي محلِمان نگذارد، بگذارخودمان باشيم! درثاني، باوركنيد! گاهي اوقات چنان چون كلاف سردرگميم كه خود هم نميدانيم تا چه اندازه «فلكزده»ايم!
حكايت ما شده حكايت آن شخص كه به يك عريضهچي گفت:«شكايتي براي من بنويس!» و نشست واز سيرتا پياز خودرا براي عريضهچي حكايت كرد و البته عريضهچي آنچه او ميگفت همه را مينوشت. پس از پايان كار، شاكي از عريضهچي درخواست كرد كه: «حالا يكبار، براي من آنچه نوشتي از اول بخوان» و عريضهچي، نامه را خواند و متوجه شد كه شاكي دارد زارزار گريه ميكند گفت:« فلاني مشكلي پيش آمده؟ چرا گريه ميكني؟» شخص فلكزده با دو دست بر سرخود زد وگفت:«تا حالا نميدانستم چقدر بدبختم!»
وقتي، درجايي و براي جمعي، اين مطالب را خوانديم و برخي زبان دراز كردند كه:« فلاني! يعني ما اين قدر بدبختيم...» گفتم اول اين كه: همهي آمارها رسمي است و از كتاب آمار سال90 گرفته شدهاند! دوم اين كه به قول بيهقي هرگز«سخني نرانم تا خوانندگان اين تصنيف گويند شرم باد اين[مرد]را !»
بيش از اين ورنويس را دراز نميكنيم و نامه را ميآغازييم!
جناب مردم خونگرم و مهماننواز و خلاصه كسي كه راستش« نتوان وصف تو گفتن...»
لرستان يكي ازسكونتگاههاي نخستين بشري است. سكونتگاههاي باستاني«هوميان و ميرملاسِ» كوهدشت، روشنترين سند قديميترين سكونتگاههاي جهانند. اين قطعهي چهارفصل از سرزمين ايران، 7/1درصد از مساحت كل كشور، یعنی ۲۸هزارکیلومترمربع، مساحت دارد. یک میلیون و۷۰۰ هزارتن، جمعیت دارد؛ یعنی ۲/۳۳ درصد از كل جمعیت ایران، در لرستان زندگی میکنند.
خرمآباد را نقطهی اعتدال استان ميدانند، وقتي كه شانههاي كوهِ گرين درشهرستان«الشتر و نورآباد» در شماليترين نقطهي استان زير بهمني از برف به خود ميلرزد، كشت صيفيجات «پلدختر و معمولان» روانهي بازارِ فروش ميشود.
اين سرزمين باستاني، ۸۰۰ هزار هکتار زمین کشاورزی دارد، با اینحال، فقط ۲۰۰هزار هکتار آبی و ۶۰۰ هزارهکتار از زمینهای کشاورزی آن، به شکل دیم، کشت میشوند. میانگین زمینهای آبی درکل کشور، ۴۲ درصد است و این درحالی است که ۲۵ درصد از زمینهای لرستان آبیاند و لرستان، با میانگین کشوری فاصلهای۱۷درصدی دارد!
استان لرستان سومین استان پرآب کشوراست. (پيش از خشكسالي) ۱۳ میلیارد متر مکعب، آب جاری كشور را دارد اما کل استفادهی لرستان از آب پشت سدها، با كمال تأسف «سه صدم درصد» است.
جناب مردم سلحشور،غيور و قهرمان و....
استان زاگرسنشين لرستان، دارای ۸۵۰ هزارهکتارجنگل است که درحال حاضر، به علت پدیدهی خشکسالی و ریزگردهای عربی، بخش زيادي از جنگلهای بلوط درحال خشک شدن است و دیری نمیپاید که در آیندهای نزدیک، شاهد و ناظر«زوال بلوط» به عنوان یک فاجعهی زیست محیطی درغرب کشور باشیم.
ازکل ۱۵هزار واحد صنعتی درکشور، تنها ۲۱۸ واحد صنعتی، یعنی چیزی حدود ۱/۴ درصد در لرستان، آخرین ثانیههای عمرخود را سپری میکنند! همين واحدهاي نيمهجان صنعتي به شكلي غيرعادلانه در استان توزيع شدهاند: به عنوان مثال:«خرمآباد22درصد، بروجرد32درصد، درود17درصد، اليگودرز12درصد، كوهدشت 5درصد، نورآباد2درصد، پلدختر2درصد» از اين تعداد واحدهاي صنعتي دارند و برخي از شهرستانها مثل الشتر، هيچ سهمي از اين واحدهاي صنعتي ندارد.
پيش از انقلاب استان لرستان، به ويژه شهر خرمآباد، ميرفت تا به يكي از قطبهاي صنعتي كشور تبديل گردد. «شركت توسعهي كشت و صنعت»، يكي از بزرگترين پروژههاي غرب كشور كه در همان زمان، حدود 1500كارگر، درآن كار ميكرد، كارخانهي «چرم و پوست» كه خود، يكي از واحدهاي نمونهي صنعتي در كشور به حساب ميآمد و ديگر كارخانجات «پارسيلون»، «ماشينسازي»، «يخچالسازي» و دهها واحد صنعتي ديگر، خودگواهي بر اين ادعا به حساب ميآيد، متأسفانه پس از انقلاب، به دليل وقوع جنگ و نزديكي اين سرزمين به جبهههاي نبرد و در تيررسِ دشمن بودنِ اين جغرافيا و همچنين از همه بدتر، بيلياقتي مديران وقت، همهي اين كارخانجات، ورشكسته و قرباني واگذاريهاي غيركارشناسي دولت شدند و تجهيزات آنها، غارت و به ديگر استانهاي كشور، انتقال داده شدند.
جناب مردم ولايتمدار، يك دست، شيعهي چهارده امامي و...
لرستان پايتخت پلهاي تاريخي كشوراست، استان آبشارهاي بينظير، چشماندازهاي طبيعي، درياچهها، چشمهها و سرابهاي بيشمار و از همه روياييتر، استان كوههاي زنده است. لرستان مركز «تمدن مفرغ» است، آثار مفرغي لرستان جهان هنري را هنوز كه هنوز است، شگفتزده نموده است. يكي از متفكران در اين باره ميگويد:« درشگفتم كه آيا سازندگان «تمدن مفرغ» همين لرهاي ساكن لرستانند؟» كه البته بايد برآن افزود: كه چنين درفقر و فلاكت و محروميت مي پِلِكَند.
از همه مهمتر، لرستان داراي گنجينهاي از«فولكلور» يا فرهنگ عامه است، خالق و خاستگاه موسيقي مقاومت«دايهدايه» كه: روزگاري«دايه دايه يك ترانه بود و ايران». سازسُرناي شاهميرزاي لرستان، در فرانسه «مرواريد» جهان نام گرفت و كمانچهي اين ولايت، خود كتابخانهاي خواندني، گويا و پرسخن براي جويندگان فرهنگ مردم است. لرستان، كان و معدن زبانهاي باستاني و گويشهاي نژاده و اصيل است.
موزهي قلعهي فلكالافلاك با 12هزار شئ تاريخي، يكي از بهترين موزههاي تاريخي ايران است. در اين باره بايد پذيرفت: قابليت و ظرفيت گردشگري در لرستان، بسيار بالاتر از استانهاي همسايه است. به عنوان مثال: هيچوقت قابل مقايسه با استان«همدان» نيست! اما باز، باكمال تأسف همين استان با اين همه فابليتِ گردشگري، هنوزدر سطح كشور به عنوان يك استان«توريستي» شناسايي نشده است.
با اين همه ظرفيت، باورنكردني است اگرگفته شود، براساس آمار رسمي دولت، تنها دودرصد از بازديد كنندگان كشوري يعني 319 هزار گردشگر ايراني، از لرستان و قلعهي فلكالافلاك آن بازديد ميكنند.
در عرصهی ورزش با وجود قهرمانان بهنام لرتبار ايران زمين، لرستان در زمينه ي زيرساخت هاي ورزشي از محروميتي تاريخي، رنج مي برد. سرانه ي ورزش استان لرستان 49 سانتيمتر، يعني كمتر از نيممتر است كه با ميانگين 120 سانتيمتري كشور، فاصلهي زيادي دارد. جالب است بدانيم سرانهي نظامي شهر خرمآباد چيزي حدود 22 متر است!
جناب مردم فرهيخته، روزنامهخوان، كتابخوان، دانشمند و...
ساكنان اين مرزو بوم، جايگاه لرها و كردها، به اعتراف دكتر «جنيدي» از مرزداران واقعي ايران بوده اند. ايشان دراين باره مي نويسند:« بوده كه در جنگ هاي «ايران و توران»، گاه «رستم» نبوده است اما در هيچ جنگي بين ايران و انيران ، نبوده كه «گودرز و گيو»، حاكمان لرستان و كردستان حضور نداشته باشند و به باورمن(جنيدي) اين مردم، مرزداران واقعي ايران زمين بودهاند.» با همين پيشينهي دراز«حب الوطن من الايمان است» است كه درجنگ تحميلي 6200 شهيد را، نثار خاك پاك ايران و ماندگاري«تماميت ارضي» اين خاكِ پرگهر، نمودند و به راستي جان كلام را «مقام معظم رهبري» فرمودند كه:« رزم لرستاني ها [در دفاع از ايران] بيش از آن كه شنيدني باشد، ديدني است.»
جناب مردم عريضهنويس و نويسندهي نامههاي بيپاسخ
اين استان با اين پيشينهي درخشان و با اين ظرفيت، با اين همه جوانان توانا كه درگوشه و كنار ايران بزرگ، پراكنده و در پي لقمهاي نان، سرگردان شدهاند و يا درخيابانهاي سرد شهر، هرز ميروند به همت مديران نالايق، نبود ارادهي ملي و معطوف به توسعه و پيشرفت اين ديار و شايد، نه! به علت بخت و اقبال ناخوش! امروز، امروز، امروز، ميراثدار ركوردهاي منفي كشور است!!
براساس آمارهاي رسمي كشور، لرستان به عنوان بيكارترين استان كشور و كوهدشتِ لرستان به عنوان بيكارترين شهرستان كشور شناسايي شدند. بر اساس همين آمار، جوانان لرستاني با 55درصد بيكاري، بيكارترين جوانان كشورند كه البته اين خبر دهشتناك در رسانههاي دنيا، بازتاب گسترده و تحليلها و تفسيرهاي نگران كننده اي به همراه داشت.
البته كه روشنترين پيامد بيتوجهي و كمكاري مسئولان و نبود ارادهي ملي براي توسعه و پيشرفت اين مرز و بوم، بيكاري، فقر، آمارِ نگران كنندهي تعداد تحت پوشش كميتهي امداد و سازمان بهزيستي، افزايش آمار طلاق و كاهش آمار ازدواج است.
بر اساس آمارهاي اعلام شده، «درسال 89 آمار طلاق لرستان 2607 مورد و درسال 90 به 3107 مورد رسيده، يعني درطول يك سال 18درصد رشد داشته و امروز اين رقم به 25درصد رسيده است! به گفتهي مديركل ثبت احوال لرستان: امروز «طلاق» در لرستان از «ازدواج» پيشي گرفته است و سيرصعودي آمارِطلاق و سيرنزولي ازدواج از لحاظ آماري، پديدهاي بسيار نگران كننده است.
اعتياد به تنهايي براي مردم لرستان بلايي خانمانسوز و ريشه برانداز شده است. امروز بيش از 100 كمپ ترك اعتياد درلرستان فعال است، خجالت آوراست اگر بگوييم مراكزحرفه و مهارتآموزي ادارات« فنيوحرفهاي» درشهرستانهاي استان، به كمپ ترك اعتياد تبديل شدهاند!
خودسوزي و خودكشي كه يكي از پديدههاي هولناك بشري است درلرستان ركود شكن شده است. همپاي ايلام و خوزستان، بالاترين آمارخودكشي و خودسوزي از آن لرستان است. بوي زلف و لاشهي سوخته، خواب از ديدگان وجدانهاي بيدار ربوده است، به تعبير حنجرهي زخمي زاگرس، مرد آواهاي باستاني رحمانپور عزيز!، «هوار! هي داد!هي بيداد! هني بوزلف سُخته دِت ميايه باد!» خودسوزي و خودكشي مهمترين برآيند افسردگي و افسردگي برآيند بن بست زندگي است. فقر، بيكاري، طلاق و خودكشي همه متغيرهاي وابسته به هماند.
جناب مردم رنجيده و البته اميدوار، سرحال، خوشحال و...
در دياري كه حكومت مقتدر باشد! نظام اداري منسجم باشد! دستگاههاي دولتي، ادارات و نظام بوروكراسي باشد! پول نفت بشکهاي 110 تا 140 دلار باشد! چرا بايد محروم باشيم؟
در سايهي نظام مقدس اسلامي خيلي از جاهاي سرزمين ايران اسلامي، رو به پيشرفت و آباداني نهاد، بزنگاههاي مناسبي ايجاد شد! ولي اي كاش! اي كاش! اي كاش! كساني از خود ما كه سالهاي سال، مردم لرستان را از نيروهاي كارآمد و كارآزموده در صحنههاي انتخابات محروم كردند، فرزندان لايق لرستان را به شكلهاي گونهگون، خانهنشين و كنار زدند و ميدان را از مردانِ مرد، خالي نمودند و باعث شدند تا در بزنگاههاي تاريخي، سهم لرستان ناديده گرفته شود! و با اعمال سليقه، منافع خود و گروه خود را بر منافع مردم ترجيح دادند و باني و باعث اين تراژدي شدند، امروز بيايند در پيشگاه مردم لرستان به كوتاهي خود و به ظلمي كه درحق مردم روا داشتهاند اعتراف كنند!
در برابر صف دراز جوانان تحصيلكردهي بيكار لرستاني، پيش چشم سيل مددجويان كميتهي امداد امام خميني(ره)، در پيشگاه همهي پدراني كه در برابر خواستههاي كوچك فرزندان معصوم خود، اظهار عجز و ناتواني ميكنند! و شاهد شكستن غرور پدرانهي خود ميشوند! رو در روي خانوادههاي داغدار کارگران لرستاني كه در«سعادتآباد تهران» زيرآوار رفتند! پيش چشم هزاران استعداد بينظير كه به علت نداري هرز رفتند و در باتلاق ناهنجاريها غرق شدند و سرآخر، در برابر همهي فقيراني كه به نان شب محتاجاند! اعتراف كنند و از همهي اينها طلب عفو نمايند! هرچند دير يا زود، گرفتار عدالت خدا خواهند شد!
و خلاصه و مختصر، آي مردم!
خوش نداشتيم اين عريضه به تراژدي ختم شود؛ اما عمق محروميت و آمارهاي تكان دهنده، چنان است كه دامن از دست روايتگر ميرود. از اين بابت بسيار پوزش ميطلبيم كه خاطرشما را نيز مكدر نموديم.
امروز از شما به عنوان كساني كه خود ميتوانند چارهجوي خود باشند، انتظار داريم، با عنايت به نيروهاي تحصيلكرده و كارآزموده، سرمايهگذاران خلاق و كارآفرين، و براساس«كس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» و با اعتماد و باور جوانان، و فراهم نمودن بستر مناسب براي رشد و بلوغ و آگاهي نيم ساكت جامعه به ويژه ايراندّختان امروز و مهين بانوان فردا، توسعه و پيشرفت خود را رقم بزنيد و فصل تازهاي از توسعه و پيشرفت و آباداني استان را بياغازيد!
اين نكته را به ياد داشته باشيم روزي كه آستينها را بالا زديم و كتاب خوانديم! و روزنامه خريديم! و از حقوق خود باخبر شديم! و حق خود را خواستيم! و نوشتيم، چشم انتظار بالادستيها نمانديم و به جان هم نيفتاديم! و دست از تنگنظريها برداشتيم و به هم روا داشتيم و... «روز پيروزي ماست» غير از اين «در برهمين پاشنه ميچرخد»و خواهد چرخيد! و با كنار رفتن «جليل» و تشريف فرمايي «خليل»كاري از پيش نخواهد رفت!!!