انتقادبه مطلبي درنشريه بالاگريوه /توضيحات مديرمسئول

نورالدین احمدی/درصفحه دوم شماره آذرماه نشريه بالاگريوه مطلبي باعنوان"به نام پلدختربه كام غيربوميها"به قلم اينجانب منتشرشده بود(اين مطلب درصفحه سياسي سايتbalageriveh.irدردسترس علاقمندان است)كه درآن به عدم استفاده ازمديران توانمندبومي كه قادرندازعهده مديريت هاي استاني وكشوري هم برآيندوهمچنين جذب واستخدام غيرضابطه مندوبااستفاده ازرانت ولابي افرادي كه فاقدمدارك تحصيلي وشرايط لازم استخدامي بوده اماصرفاًبخاطرداشتن قرابتهاي قبيله اي وجرياني بابرخي ازمسئولان وسياسيون ويادرخلاء نظارتي مؤثروبي طرفانه جذب ادارات وشركتهامي گردند،انتقادشده بود.
پس ازتوزيع نشريه،ازطرف آقاي عباس دارائي جوابيه اي درانتقادبه آن مطلب براي نشريه ارسال گرديد.
مديرمسئول نشريه درراستاي تكريم منتقدان،انتشارنقدمورداشاره راوظيفه خودميدانداماباتوجه به دوربودن زمان انتشارنشريه،عين متن انتقادآقاي دارائي وتوضيحات مديرمسئول نشريه رابه شرح ذيل درمعرض مطالعه وقضاوت مخاطبان عزيزقرارميدهيم ودراسرع وقت نسبت به انتشارآن درنشريه نيزاقدام خواهدشد./ احمدي،مديرمسئول نشريه بالاگريوه
نگاهی به مطلب به نام پلدختر،به کام غیربومی ها/پاک کردن صورت مساله یاغفلت ازسیاست ورزی

عباس دارایی/درشماره چهارم نشریه وزین بالاگریوه صفحه دوم،آذرماه 92مطلبی باعنوان به نام پلدختر،به کام غیربومیهابه قلم برادرارجمندآقای نورالدین احمدی مدیرمسئول نشریه وزین بالاگریوه به چاپ رسیده که لازم است ازجهاتی موردنقدوبررسی قرارگیرد.نویسنده محترم مطلب ازیک زاویه خاص والبته کلی نگربه بررسی معضل بیکاری ومحرومیت شهرستان پلدخترپرداخته است،اینکه شهرستان پلدختریک شهرستان دارای پتانسیل بالقوه بوده که ازنیروی انسانی تحصیل کرده وکارآمدوصدالبته بیکارمیباشدبرکسی پوشیده نیست ولذادراین مجال پرداختن به آن محلی ازاعراب نخواهدداشت اماآنچه جای تامل دارداین است که نویسنده محترم گرچه بخوبی درمطلب خودپتانسيلها،ظرفيتهاوهمچنین محرومیت ومعضلات ودربخشی دیگردردورنج بیکاران پلدختری رابیان نموده،لیک خلاپردازش به علت العلل این وضعیت درمطلب مذکوربه خوبی ملموس است.
قبل ازهرچه بایدگفت درعصری که عصرانفجاراطلاعات،دهکده جهانی واوایل هزاره سوم است شایدسخن گفتن ازعنصربومی وغیربومی وپافشاری برانتصاب مدیربومی ضروری نبوده وملاحظه قیدبومی وغیربومی دراین بسترزمانی مناسب نیست،گرچه نگارنده نه مخالف صددرصدی بکارگیری نیروی بومی بعنوان مدیراست ونه هم موافق زعامت نیروی غیربومی درمسندمدیریتهای خردوکلان شهرستان واستان لرستان،عليهذاتعهدوتخصص،تجربه وکارآمدی،اصالت خانوادگی وسیاسی رابعنوان سه پیش شرط حوزه مدیریت بايدبشمارآوردوازهمین زاویه بایدبه مشکلات ومعضلات شهرستان پلدختردرسه دهه گذشته خصوصاشش سال اخير نگریست.
ضمن احترام به عقیده ونظرنویسنده مطلب"به نام پلدختر،به کام غیربومیها"شایدتامل وی دردوسوال ذیل دررسیدن به علت اصلی وجودمعضلات ومشکلات فعلی درشهرستان پلدخترمارا،رهنمون سازد،امروزدرحالی پلدخترازبحران بیکاری رنج می بردکه روزانه دهها نامه برای دریافت تسهیلات اشتغالزایی نهادهای حمایتی تحویل نماینده مردم پلدختردرمجلس شورای اسلامی میگردد،حال جای این پرسش باقیست که سهم مکاتبات وی دردریافت واعطای این تسهیلات به نیازمندان واقعی جهت ایجادشغل وكارمولدچقدراست ؟بعبارت واضح ترچرااین مکاتبات درتسریع اعطای این تسهیلات به متاضیان تاثیرگذارنیست؟
همانطورکه درشماره قبلی نشریه بالاگریوه ذکرگردیددریکی دونهادتازه تاسیس شهرستان به مثابه کمپین خانوادگی،بجای بکارگیری جوانان تحصیل کرده بومی،ازاقوام وفامیل ونزدیکان استفاده شده،درمراکزآموزش عالی شهرستان فرصت تدریس به مدیران ادارات،افرادذی نفوذوبهره مندازرانت دولتی اختصاص دارددرحالی که این فرصت بصورت بسیارمحدودبه جوانان دارای تحصیلات آکادمیک آن هم به صورت حق التدریس داده شده است که یقینااین موضوع وموضوع قبل یعنی عدم توجه جدی مدیران دونهادبه این مشکلات به خوبی منعکس کننده بی تفاوتی مدیران این نهادهابه مطالبات واقعی مردم باشداین درحالیست که مدیران این ادارات ونهادهاهمه بومی ومتعلق به این منطقه بوده ولذابایداذعان نمودکه اصولا لفظ بومی ویاغیربومی نمی تواندضامن موفقیتهای یک مدیرقلمدادگرددبه طوری که درگذشته وحال مدیران موفقی درشهرستان وجودداشته ودارندکه اصولابومی به حساب نیامده وبهترین خدمات رابه مردم ارائه داده اندودرعین حال مدیرانی نیزبوده اندکه درزمره ضعیف ترین مدیران بوده ودرردیف مدیران بومی قرارمی گیرند،بنابراین بایدپذیرفت که شاخصه بومی بودن به تنهایی نمی تواندضامن موفقیت یک مدیرقلمدادگردد.
ورودفرقه ای ازعوام الناس درتصمیم گیری های سیاسی تحولات سال 1386،انتصابهای غلط وفرصت سوزمنتخب مردم درمجلس هشتم درعرصه مدیریت،تشخیص نادرست موقعیت،جابجایی دونظام تصمیم سازوتصمیم گیروبالاخره طایفه گرایی پنج آفت بزرگ وضعیت اجتماعی شهرستان پلدخترپس ازانتخابات هشتم وپیروزی دکترعلی کاییدی بودکه هزینه های گزاف این تصمیمات نادرست درانتخابات مجلس نهم ازسوی وی پرداخت گردیدحاصل همان استراتژی غلط خروج بسیاری ازمدیران منتسب به نماینده مردم ازجریان حاکم درشهرستان بودبه نوعی که دربدوشروع بکارمنتخب مردم درمجلس هشتم تانواخته شدن آهنگ انتخابات مجلس نهم چهارمدیردرحوزه معمولان وبیش ازسیزده مدیردرحوزه پلدخترعملادرمقابل نماینده مردم درمجلس شورای اسلامی صف آرایی کرده که این بی ثباتی درحوزه مدیریت نشانگرضعف عمیق وی درانتخاب مدیرملهم ازتفکرانتخابات مجلس هشتم بودهمین ضعف متاسفانه علاوه برعوارض شخصی به منتخب مردم درخانه ملت،تبعات منفی رانیزبرای مردم پلدخترفراهم کرده اندکه برخی ازاین تبعات درنوشته نویسنده مطلب به نام پلدختر،به کام غیربومیهاذکرگردیده است.
امروزدرحالی بجزمعدودی،کلیه مسندهای اداری شهرستان دراختیارنیروهای بومی قرارگرفته که متاسفانه پایین بودن بازده موفقيت، رکوددربسیاری ازمدیریتهاوبی تفاوتی آنهابه مطالبات مردم ملموس وآشکاراست،شایددرعرصه ای که پلکان مدیریت ورسیدن به قله پرمشقت آن توسط بسیاری ازمدیران طی نشده است سخن گفتن ازمدیریت بومی وغیربومی امری ناصواب بوده ولازم است مدیریت برمبنای اصول مدیریت وشاخصه های حصول موفقیت تبیين گردد.اگرخودرابه بیراهه نزنیم متوجه خواهیم شدکه رکن اساسی توسعه "دانش ودانایی "است
واولین جزآن دانش نهادسازی است بنابراین میتوان باتکیه براین پاردایم جدیدمسئله اساسی درنظام تصمیم گیری شهرستان را ناشی ازفقدان نهادهای متناسب بافرایندتصمیم گیری ووجودافرادسیاست ورزفرض کردهمینجاست که نبودسیاست ورزکارآمدنتوانسته است به تربیت مدیردست بزندوخواه وناخواه عملکردمدیران بومی بی بهره ازشاخصه سیاست ورزی کام همه نیروهای بومی راتلخ وعرصه رابرای دیگرنیروهای بومی نیرتنگ ترازگذشته کرده است.نکته حائزاهمیت این است که مادردنیایی زندگی می کنیم که مملو ازپیچیدگیهاوعدم قطعیتهاست وچنین محیطی منطق نوینی رامی طلبدولذامیبایست فرایندهای تفکربنیان رابه گونه ای سازماندهی کنیم که مارابه سمت وسوی تصمیمهای مطلوب هدایت کند،تصمیم سازی یکی ازمراحل دیگر توسعه است دراین مرحله عمده ترین موضوع تبیین مسایل شهرستان برمبنای اندیشه های تولیدشده است جایی که بایدبابهره گیری ازتولیدات نوآوران عرصه های مختلف مبانی فنی جامعه راطرح ریزی کردوبراساس آن مسایل منطقه راتشخیص دادوراهکارهای مناسب برای رفع آن رابه نهادهای تصمیم گیرکه همانادستگاه اجرایی شهرستان است انتقال دادحال میتوان به سهولت به آسیب نظام تصمیم گیری وتصمیم سازی شهرستان پی بردبله نقطه ضعف والبته حیاتی این است که تصمیم سازها،تصمیم گیرشده اندوتصمیم گیرها ،تصمیم ساز !
توضيحات مديرمسئول بالاگريوه
ضمن تشكرازمنتقدمحترم
اولاً:منتقدمحترم جانب انصاف رارعایت نموده وهرچنددرقالب نقد،اماعمده مواردمطرح شده درمطلب نشریه بالاگریوه«به نام پلدختربه کام غیربومیها»رانه تنهاصحه گذاشته بلکه درمواردي تندترازمطلب نشریه وضعیت حاکم برشهرستان راناشی از:انتصابهای غلط وفرصت سوزمنتخب مردم،بی توجهی ملموس ومشهودبرخی مدیران ونهادهای شهرستان به مطالبات واقعی مردم،بی توجهی بعضی مدیران به نامه های نماینده مجلس درخصوص رفع مشکلات مردم وورودعوام الناس به تصمیم گیریهاپس ازانتخابات مجلس هشتم دانسته اند .
ثانياً:همانطوركه ازمتن انتقادفوق به مطلب بالاگريوه برمي آيدمنتقدمحترم برپافشاري مديرمسئول نشريه بالاگريوه به انتصاب مديران بومي انتقادداشته وبااين پيشفرض كه نیروهای بومی فاقددانش وعلم مدیریت وبازده موفق مديريتي لازم براي مديريت هستند، انتصاب مديران بومي راضروري ندانسته وباطرح شاخصه هائي همچون تعهد،تخصص،تجربه وكارآمدي،اصالت خانوادگي وسياسي براي مديريت تلويحاًوغيرمستقيم اذعان كرده كه چون شهرستان پلدخترازداشتن مديراني واجداين شاخصه هاوشرايط محروم است وسپس نتيجه گيري كرده كه سخن گفتن ازمدیریت بومی وغیربومی امری ناصواب مي باشدوناچارابایدازمدیران غیربومی که داراي علم ودانش مديريتي وبازدهي موفق هستند استفاده شود .
مديرمسئول «بالاگريوه» امابراين باوراست كه نیروهای غیربومی که درادوارمختلف درشهرستان پلدخترمسئولیتهای کلیدی همچون فرمانداري،دانشگاه،دانشکده،شبکه بهداشت،جهاد،راه،اداره تبليغات،ثبت اسنادو...رابرعهده داشته اند{هرچندازخدمتگذاران به نظام وانقلاب بوده اند}امامگراينها مادرزاد"مدير"ونیروهای این شهرستان همگی"زیردست وفرمانبردار"متولدشده اند؟واگربه زعم شمااين دوستان الزاماًمي بايستي مديرباشندچه اصرارواجباري هست كه محل مديريت آنان حتماًشهرستان پلدخترباشد؟آيا اينگونه قضاوت كردن جفادرحق نيروهاي توانمندبومي نيست ؟
اميدوارم منتقدمحترم بپذيرندكه يكي ديگرازدلايل عمده نگراني مردم وانتقادنخبگان شهرستان كه به نوعي درمتن انتقادوي هم آمده است،انتصاب برخي «مديران چندخطي»طي چندساله اخيربوده كه گذشته ازآنكه فاقدپايگاه اجتماعي قابل قبولي دربين مردم هستند،ازثبات قدم واستقلال درتصميم گيريهاي مديريتي وسياسي برخوردارنبوده وبه تناسب موقعيتهاباچرخش هاي180درجه اي گاهي چپ چپ هستندوگاهي راست راست.كه قطعاًچنين مديراني منافع مردم،نظام وانقلاب رافقط درراستاي حفظ وبقاءخودتعريف ميكنندو هرگاه ازآنان خواسته شودكمي ازكرسي رياست فاصله بگيريدتاديگران وياجوانترهاهم آزمون خدمت به مردم خودراپس بدهندآسمان وزمين رابهم مي چسبانندوگرچه دركارنامه آنان حضوري حتي كم رنگ درصحنه هاي دفاع ازانقلاب ونظام ماننددوران طلائي دفاع مقدس وجود ندارد اماهمواره خودرا طلبكارنظام مي دانند.
بالاگريوه ضمن احترام به عقيده ونظرمنتقدمحترم واستقبال ازهرگونه نقدسازنده وراهگشاامابراين باوراست كه نبايدبگونه اي قلم بزنيم كه تصورشودداشته هاوپتانسیلهای قوی مدیریتی بومی ماازهمه جريانهاونگرشهاي سياسي داخل نظام،(البته به استثناي مديران چندخطي)ضعیف وناتوان هستند.ونيزاگربپذيريم كه نیروهای بومی پلدختربه بهانه آنکه علم مديريت نمیدانندسركوب شده وبه آنهابی اعتنائي شود.درآنصورت شهرستان مظلوم ماهمچنان بايدميدان تمرين،کارآموزی وآزمون وخطای مدیران غیربومی باشد.وبه عقيده ي مااين نوع نگاه وتفكر،برشاخه نشستن وبن بريدن است وترويج وعادي دانستن چنين باوري جفادرحق نیروهای توانمند ومتعهداین هویزه ثانی است .
قبل ازتوضيح اين قسمت لازم است به اين نكته توجه شودكه منظورمديرمسئول بالاگريوه درمقاله ي«به نام پلدختربه كام غيربومي ها» استفاده ازمديران « توانمندومتعهدبومي» بوده است نه هرمديري!
ثالثاً:اگرهمانطوري كه منتقدمحترم گفته اندعلت العلل مشكلات موجودشهرستان مديران ضعيفي هستندكه نسبت به مطالبات مردم بي تفاوت هستندياپاسخ مكاتبات نماينده محترم مردم درمجلس رادرارتباط باحل مشكلات مردم نمي دهند؟مگرغيرازاين است كه اين مديران يازماني ازحاميان نماينده بوده اندويابامشورت نماينده منصوب شده اند؟واگرواقعاًدغدغه حل مشكلات وپيگيري مطالبات مردم شهرستان براي شمامنتقدمحترم مهم است كه انشاالله همينطوراست،پس چرادرانتخاب مديران صرفاًهمراهي آنان بانماينده درانتخابات ويافقط خوداظهاري اينگونه افرادمدنظرقرارميگيردوديگرمعياروملاكهاوشاخصه هاي لازم براي يك مديرمانند وجهه، پايگاه وعقبه ي اجتماعي،توان مديريتي،پاكدستي،استقلال فكري وتصميم گيري ناديده گرفته مي شود؟(البته جادارداذعان نمايم كه اين موردبه همه انتخاباتهاي20ساله اخير درشهرستان مربوط مي شودونه يك دوره خاص)
نهايتاً آنكه دغدغه اصلي اينجانب درنگارش مطلب"به نام پلدختربه كام غيربوميها"درنشريه بالاگريوه انتقادبه شيوه جذب وبكارگيري نيرودرادارات وطرح وپروژه هاي شهرستان بوده كه عليرغم وجودخيل عظيم بيكاران تحصيلكرده،افرادي غيربومي ويابومياني فاقد شرايط ومدارك تحصيلي لازم،به صرف داشتن قرابت فاميلي وياسياسي بافلان مسئوول ويادرخلاء نظارت مؤثروبي طرفانه،به جاي تحصيل كردگان بيكاردرادارات وشركتها جذب واستخدام مي شوند.كه اين موضوع ازقلم منتقدمحترم مغفول مانده است.