پاسخ شرق به نقد آفتاب لرستان
پاسخ شرق به نقد آفتاب لرستان
۱۲ بهمنماه گذشته مطلبی با عنوان «اعتدال یا اصلاحات؛ مساله این است» در روزنامه “آفتاب لرستان” منتشر شد که تحلیلهای متفاوتی در محافل سیاسی استان لرستان به دنبال داشت و سبب شد روزنامه شرق رسماً بدان پاسخ گوید. جهت اطلاع مخاطبان ابتدا مطلب روزنامه شرق که در ویژهنامه ضمیمه لرستان روز پنجشنبه ۱۷ بهمنماه تحت عنوان «انکار رای مردم»منتشر شد را آورده آنگاه نوشته آفتاب لرستان را در پیاش تقدیم مینماییم:
یک بار دیگر عدهای دست به قلم شدهاند تا در اقدامی هماهنگ، باز هم از اخلاق و منطق عبور کنند و به هر قیمتی که شده رجال خوشنام و نخبگان سیاسی استان را به باد ناسزا بگیرند. این جریان همسو و قابل پیشبینی، چندی است به زنجیرهای از مطبوعات استان رخنه کرده و از عدم استقلال فکری آنها استفاده میکند تا سفارشات خود را به آنان دیکته نماید. یکی از این دیکتهها مطلبی بود که مقارن با ۱۲ بهمنماه در یکی از نشریات استان انتشار داده شد. عنوان نوشته این بود: «اعتدال یا اصلاحات؛ مساله این است». این نگاشته در حالی با انحراف از واقعیتهای میدانی استان مدیران اجرایی حاضر در راس بدنه استانداری را به افراط متهم میکرد که رعایت دقیق اعتدال در انتصابهای اخیر استانداری همه را به تحسین وا داشته است و باور موجود این است که در انتصابهای اخیر، از تمام طیفها به تعادل استفاده شده و حتی به تعدادی از مدیران شایسته دولت پیشین هم فرصت خدمت داده شده است. این رویکرد تاریخی در آن نوشته تخریبی به گونهای نادیده گرفته میشود که امضای حکومتی و معتبر استاندار سرا پا اعتدال لرستان در توصیفی کودکانه به «خطخطی» تشبیه میشود و بدون اقامه حتی یک دلیل و فقط از طریق ادعای یکجانبه مجموعه این انتصابها -که در واقع پاسخ به رای مردم است- با زنجیره انتصابهای فلهای در آن دولت درگذشته مقاسیه میشود. نگارندهی محترم با چشمپوشی از کارنامهی انقلابی و مردمی استاندار و با عبور از مرز انصاف، از یاد میبرد که در حال مخاطب قرار دادن یکی از فرماندهان ۸ سال دفاع مقدس و از مدیران اجرایی موفق کشور است. این لحن عامیانه که بیشتر تخریب است تا نقد؛ استاندار را به دلیل «سیاستباز» نبودن زیر سوال میبرد و این طور بیدانشی خود را بر علم سیاست با توصیف سیاست به یک نوع بازی یک بار دیگر به مخاطب ثابت میکند. مهندس «هوشنگ بازوند» نیاز به دفاع ندارد همان طور که با اینگونه تخریبها نیز گزندی متوجه ایشان نخواهد شد. مهندس با کارنامه درخشانش توضیح داده میشود. انتصابهای مردمگرایانه و شایستهسالار او، مشی فاخرش را در گزینش مدیران استانی به حماسهسازان انتخابات یازدهم نشان داده است. نگارنده مذکور از یاد برده است یا میخواهد از یاد ببرد که دولت یازدهم پیش از هر چیز «دولت ائتلاف» است و مردم فقط به این ائتلاف و گفتمان برخاسته از آن که برآیند مطالبات عمومی است؛ رای دادهاند. به صراحت ذکر باید کرد که این ائتلاف بین گفتمان «اصلاحطلبی» و جریان «میانه رو معتدل» صورت پذیرفت و در خلال آن هیچ وعدهای مبنی بر استفاده و حفظ مدیران تجربه شده جریان انحرافی به مردم داده نشد. مدیرانی که در ۸ سال بیش از ۸۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی این مرز و بوم را به هدر دادند و از آن همه برای مردم تورم ۴۰ درصدی را به ارث گذاشتند. اگر نبود؛ تدابیر حکیمانه مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) و کیاست مردانی که همواره جان و مال و آبروی خود را وقف نظام کردهاند؛ هیچ معلوم نبود که امروز نتیجه ۳۵ سال جانفشانی و شهادت به کجا راه پیدا میکرد. باید دانست که برگزیدن چهرههایی که سوابق درخشان مردمسالاری دینی در فهرست خدمت آنهاست؛ برآیند همان ائتلاف و برآمده از همان حماسه سیاسی است. به یاد بیاوریم صحبتهای روز سهشنبه رییسجمهور در میان اهالی دانشگاه را که با ارایه تعریفی حداکثری از اعتدال؛ راه را بر سوءتعبیرهای اینچنینی از گفتمان دولت خود بست و تصریح کرد: ائتلافی که ما میگوییم؛ یعنی عقلانیت با توجه به منافع کشور. مدارا و اعتدال؛ یعنی فاصله گرفتن از افراط و تندرویهای نابهجا، چه کسی میتواند این پرچم را به دوش بگیرد؟ انتخاب چهرهای نجیب، معتدل، مردمی و البته ایثارگر همچون «سیدسعید شاهرخی» که از رزمندگان جنگ تحمیلی و مدیران موفق دولتهای گذشته است به سمت معاونت سیاسی امنیتی استاندار در واقع عمل به اعتدال و خواست مردم است. آن نویسنده محترم شاید از ائتلاف اصلاحطلبان و اعتدالگرایان بیاطلاع باشد اما دیگر وقت آن شده تا اندکی صبر سیاسی خود را بالا برده؛ بر احساساتش چیره شود و با حرکت به سوی ارزشهای مردمی همچون اخلاق و انصاف؛ کرسی خطیر قضاوت را به اهلش پس دهد و به جای آنچه نوشته؛ دست به کار نقدی سازنده و کارگشا شود. شیوه و روش ایشان در این نوشته هرگز بر مبنای اصول شناخته شده نقد علمی پیش نمیرود؛ بلکه با کنار زدن اخلاق حرفهای روزنامهنگاری اقدام به ترور شخصیتهای انقلابی و سیاسی استان کرده و به جای تحلیل رفتارها فقط توهین میکند. چگونه است که ناشناختگان جریان افراطی به یک باره در جامعه به عنوان افرادی معتدل پرنفوذ و مردمی تعریف میشوند اما معاونت سیاسی امنیتی استاندار که از اندوختههای سیاسی استان و برآمده از اصیلترین خاندانهای سادات در خرمآباد است تندرو تلقی میشود، معیارهای وزنکشی آن دولت از دست رفته با اراده مردم در ۲۴ خرداد برای همیشه عقب زده شد پس اینک میتوان پذیرفت، آرام گرفت و با بزرگان استان بیش از این آشنا شد. بزرگانی که هر بار خود را در معرض رای مردم قرار دادند با تایید چشمگیر جامعه و اکثریت آرا مواجه شدند. این نوع از فرافکنیها؛ گویا فقط مختص به نگارنده مورد اشاره و کسانی است که این ادبیات ضداخلاقی را به ایشان سفارش دادهاند و به او اجازه افراط و شکستن حریمهای قانون و عرف را دادهاند. منشا این اراده کجاست که جریانهای زنده و انقلابی اعتدال و اصلاحات را که در تمام مراحل و بحرانها همواره تکیهگاه مطمئن نظام بودهاند با الگو گرفتن از روشهای نخنمای جریان انحرافی؛ حذف شده و بیجایگاه فرض میشود و قانونمداری معاونت سیاسی امنیتی استاندار در قبال جبهه اصلاحطلبان استان با نیتخوانی سراسر نادرست نگارنده؛ چیزی معنادار در اندازههای یک توطئه نشان داده شده است! شاید خیالی خام در کار باشد مبنی بر این که برخوردهای حذفی جریان انحراف را در آن دولت سپری شده هنوز و همچنان میتوان ادامه داد. اینگونه نخواهد شد؛ چرا که تضعیف و نفی جریان اصلاحطلبی واعتدالگرایی دیگر به مانند گذشته آسان نیست. آن گفتمان انحرافی حالا دیگر در نزد افکار عمومی جدی گرفته نمیشود، نمیتوان در مقابل آگاهی مردم با روش نادرست اردو کشید و رای آنها را در ملا عام نادیده گرفت. واقعیتی که باید پذیرفته شود این است که اصلاحطلبی و اعتدالگرایی پس از مدتی زاویهنشینی و اتخاذ موضع نجیبانه سکوت؛ اکنون اما تمام امکانات خود را برای خدمت به نظام به کار انداخته است. امروز روز توجه به منافع ملی و عمل به جمهوری اسلامی است. دیگر نمیتوان خواست یا درخواست عدهای انگشتشمار را اراده عمومی خواند. تمام افرادی که نگارنده آن مطلب جرات افترا به آنان را به خود داده است؛ سالها پیش از تولدش یا در حال مبارزه برای پیروزی انقلاب بودهاند یا در جبهههای جنگ با جانشان در برابر دشمن سینه سپر کردند تا ناموس، وطن و نظام هر سه در کمال احترام و امنیت باقی بمانند. شکستن حریم صاحبان کسوت ایثار و راهنوردان خط شهادت چه جایگاهی در داعیههای ارزشمدارانه آن نگارنده و دوستانش دارد؟ ادعای دیگر ایشان اشاره به بنرهای تبلیغاتی در سطح شهر است و گویا باز هم از یاد برده است دورانی که شهر با بنرهای غیر مردمی و دولتی تبریک و استقبال کاغذ دیواری میشد. اینک که هیچکدام از این تبریکها دولتی نیستند و همه یکسره ناشی از احساسات پاک مردمی و انتقال دریافت آنها از حرکت استان به سمت خدمت و توسعه است و حالا که این مردمند که به شکل خودجوش شهر را با نام بزرگانشان آذین میدهند؛ آقای نگارنده یک بار دیگر قلم را فرسوده میکند تا عدم رضایت خود را از رفتار مردم بار دیگر به همه نشان دهد. این تخریب سازمانیافته تا چه زمانی ادامه خواهد یافت؟ انکار تا کجا؟ این روند مخرب دامن چند مرد دیگر از رجال مردمی استان را خواهد گرفت؟ اعتدال موجود با چه انگیزهای نفی میشود؟ سیاسیترین پیشبینی این است که جریان مذکور هنوز دست از تمامیتخواهی بیپایانش بر نداشته و انتظار میکشد تا در پستهای بر زمین مانده، جایی تازه برای خود دست و پا کند. این گونه نخواهد شد!
سجاد رضایی
