کار دست کاردان نیست

شهرام شرفی


شهرام شرفی/ دبیر سرویس خبر هومیان‌نیوز: شاید این خبر که لرستان بیشتر از ۵۰ مجوز نشریه دارد در نگاه نخست، نشان‌دهنده‌ی توجه رسانه‌های استان به توسعه‌ی فرهنگی باشد؛ اما وقتی عمیق‌تر، نشریات استان را ارزیابی می‌کنیم به نقطه‌ای می‌رسیم که تنها، تأسف عایدمان می‌شود: این‌که کمیت‌گرایی جای کیفیت‌گرایی را گرفته است. این‌که بسیاری از مطالب بدون توجه به اصول علمی خبرنویسی و بی‌اعتنا به کیفیت‌ محتوا و کیفیت فرم، روانه‌ی دکه‌های مطبوعات می‌شود و البته این‌ نوع رسانه‌ها با «بحران مخاطب مردمی» هم روبه‌رو شده‌اند.

با تحقیقات میدانی متوجه می‌شوید بعضی از نشریات استانی تنها در دو شهر خرم‌آباد و بروجرد توزیع می‌شوند و سایر شهرهای استان جزء شهرهایی که باید نشریه در آن‌ها توزیع شود به‌حساب نمی‌آیند؛ به عبارت بهتر، بسیاری از مدیران مسئول نشریات استانی ترجیح می‌دهند نشریات خویش را در عمل با تیراژ‌هایی بسیار اندک روانه‌ی معدودی از دکه‌های مطبوعات شهرهای استان کنند و در عمل نخواهید دید که این نشریات برخلاف اسمشان که استانی است واقعاً به‌صورت استانی توزیع شوند.

به همین علت، تبلیغ یا خبر این‌که فلان نشریه در این هفته منشر شده است کاملاً بی‌فایده است؛ زیرا هنگامی که شما به مهم‌ترین دکه‌های مطبوعات شهرتان مراجعه می‌کنید و خبری از توزیع آن نشریه در آن دکه نیست چه فرقی می‌کند که نشریه، این هفته روی دکه‌های مطبوعات رفته است یا نه؟! توزیع فراگیر نشریات استانی، بسیار مهم است و متأسفانه به این موضوع مهم، توجهی نمی‌شود.

به جز معدودی از نشریات استان، مابقی اساساً توزیع فراگیر نشریه را نادیده گرفته‌اند و خود هم می‌دانند بهتر است به‌جای مردم، روی مخاطبان اداری حساب باز کنند؛ چرا که وقتی شهروندان نگاهی حتا سرسری به این‌گونه نشریات می‌اندازند از صفحه‌ی اول تا آخر شاهد خودنمایی رپورتاژهای خبری‌اند! طبیعی است وقتی نشریه‌ای، کار تولیدی نداشته باشد یا اولویت را فقط و فقط به درآمدزایی بدهد و هرگز در اندیشه‌ی ترویج روزنامه‌نگاری حرفه‌ای نباشد اوضاع به همین بدی پیش می‌رود؛ به‌گونه‌ای که مخاطبان ترجیح می‌دهند روزنامه‌هایی سراسری چون همشهری و جام جم را که از تنوع مطالب و اطلاعات و اخبار تولیدی بهره‌مند‌اند خریداری کرده و از خریدن نشریات استانی، دوری جویند.

 کیفیت مطالب چگونه است؟

بارها و بارها تلنگر زده‌ام که غالب نشریات استان در سراشیبی محتوا قرار گرفته‌اند؛ زیرا مدیرانی که این نشریات را اداره می‌کنند چندان دانش روزنامه‌نگاری نوین را جدی نمی‌گیرند. وقتی افرادی سکان‌دار برخی نشریات می‌شوند که به دلیل پُر کردن اوقات فراغت یا به هدف انتشار رپورتاژنامه، مدیریت نشریات را عهده‌دار شده‌اند، به‌شدت اصول «روزنامه‌نگاری نوین» به حاشیه خواهد رفت و مثل تعداد فراوان فارغ‌التحصیلان دانشگاهی است که مدارک بالای دانشگاهی کسب کرده‌اند اما وقتی پای عمل به میان می‌آید تعداد معدودی‌شان به دانشی که فرا گرفته‌اند مسلط‌‌اند و می‌توانند گامی اثربخش و عملی برای پیشرفت جامعه‌ی خویش بردارند.

بنابراین، مسئله‌ی اهمیت دادن به کیفیت مطالب و رعایت اصول شکلی روزنامه‌نگاری نوین، در لرستان به جز یکی دو نشریه، بویژه هفته‌نامه‌ی سیمره، اساساً محلی از اعراب ندارد! می‌بینیم که بعضی خبرنگاران حتا کارت خبرنگاری هم به هر شکلی شده تهیه کرده‌اند اما توانایی نوشتن یک لید استاندارد برای یک خبر را ندارند. شاید هم اصولاً نمی‌دانند «لید خبر» چیست! بعضی‌شان که البته ادعای این کاره بودن را دارند و خود را پیشگام مطبوعات استانی نیز می‌دانند تفاوت بین سخت‌خبر و نرم‌خبر را نمی‌دانند! حتا اینان هنوز استانداردهای ابتدایی تیترزنی را نیاموخته‌اند! برای نمونه، شروع «تیتر یک» نشریه را با «خط تیره»، قلمی می‌کنند؛ در حالی که تیترزدن آن هم از نوع تیتر خبری برای خودش بایدها و نبایدهایی دارد که باید آموخته شود و در عمل، به‌طور مداوم باید این آموزه‌ها را به‌کار بست تا به‌تدریج، خبره شد.

گاهی هم دیده‌ایم که توزیع‌کننده‌های مطبوعات، خود را در قامت مدعیان روزنامه‌نگاری و خبرنگاری ظاهر کرده‌اند که در هم‌تنیدگی منفی و آشفتگی اوضاع روزنامه‌نگاری را در این دیار نشان می‌دهد؛ چرا که، هیچ وقت نباید مرزهای مشاغل مطبوعاتی را با هم درآمیخت و مثلاً توزیع‌کننده یا طراح صفحه را که اساساً کوچک‌ترین آشنایی دانشی با الفبای خبرنویسی، یادداشت‌نویسی، مقاله‌نویسی مطبوعاتی و گزارش‌نویسی ندارد به مثابه یک خبرنگار حرفه‌ای به دیگر رسانه‌های استان معرفی کرد. همان‌گونه که عکس قضیه هم صادق است؛ یعنی خبرنگاری که در پی سخت‌خبر یا نرم‌خبر است ممکن است اصولاً مهارت طراحی صفحه را نیاموخته باشد و البته چنانچه بتوانیم به سطح «سوپرژورنالیسم» برسیم به این معنی که خبرنگار، هم خبر را حرفه‌ای تولید و تنظیم کند و هم مهارت‌های صفحه‌آرایی را فرا گرفته باشد به مرحله‌ای ایده‌آل رسیده‌ایم. عکاس خبری و کاریکاتوریست هم جایگاه شغلی خویش را دارند و نمی‌شود مثلاً از عکاس خبری خواست یک یادداشت خبری بنویسد؛ بدون این‌که کمترین تجربه و مهارتی در یادداشت‌نویسی داشته باشد؛ طبیعی است که یادداشت‌نویس خبری هم نخواهد توانست عکس خبری استانداردی تهیه نماید؛ به قول معروف، «هر کسی را بهر کاری ساخته‌اند!».

از این هم می‌گذرم که برخی‌ها برای گرفتن آگهی، چطور شأن خویش را در برابر روابط عمومی‌ها می‌کاهند و با رفتاری گدامنشانه، منزلت خبرنگاری و روزنامه‌نگاری را در این استان بر باد داده‌اند! و از طرف دیگر و از نگاه جامعه‌شناسی، «فرهنگ گدایی» را در اجتماع ترویج می‌کنند.

و اما داستان تلخ کُپی‌برداری‌ها!

ماه‌ها پیش، مدیر تارنمای هومیان‌نیوز، جناب حشمت‌اله آزادبخت به تنهایی به صف کپی‌برداران رسانه‌ای که از نوشتن منبع مطلب، طفره می‌رفتند تاخت و البته بسیاری از ناملایمات را نیز تحمل کرد. با گذشت چند ماه از آن رویداد، دوباره می‌بینیم که یکی از نشریات استان که از قضا نمایندگی نشریه‌ای سراسری در این دیار را عهده‌دار است گزارش خبری آقای آزادبخت را با حذف کردن نام نویسنده و حذف نام منبع که خبرگزاری مهر بوده است به کام و نام خویش، در نشریه منتشر کرده. این رویه‌های نادرست را آن‌گونه که بارها گفته و نوشته‌ام، ناشی از ندانستن اصول حرفه‌ای کار می‌دانم و بس! پرواضح است وقتی کار، دست کاردان نباشد این‌گونه ناملایمات حرفه‌ای نیز رواج خواهد یافت.

بدیهی است وقتی خبرنگاری بدون این‌که دوره‌های خبرنویسی را طی کرده باشد و بدون این‌که آموزه‌های این حوزه را مطالعه کرده باشد به ناگهان، لباس «گزارش‌نویس» بر تن می‌کند وضعیتی پیش می‌آید که در آن وضعیت، کارهای بزرگ به آدم‌های کوچک سپرده می‌شود و نتایجی «ضدتوسعه‌ی فرهنگی» برای این دیار به بار می‌آورد.

به طور حتم، مطبوعات می‌توانند توسعه‌ی فرهنگی و حتا بسترهای توسعه‌ی سیاسی را رقم زنند؛ اما منظور، آن مطبوعاتی است که حرفه‌ای کار کنند و البته مطالبی برای خواندن و ارتقای اطلاعات و آگاهی‌های شهروندان داشته باشند نه آن مطبوعه‌ای که فقط به فکر پُر کردن صفحه‌های خویش حتا به قیمت کپی‌برداری از دیگران آن هم بدون نوشتن نام منبع و نام نویسنده است!

با این توضیحات، نمی‌دانم چرا افرادی که این‌کاره نیستند اصرار دارند هر طور شده خویش را به‌عنوان خبرنگار و روزنامه‌نگار جا بزنند؟! بدون این‌که حتا یک یادداشت درست و حسابی در تجربه‌ی کاری خود داشته باشند. کسی که ادعای تدریس گزارش‌نویسی دارد چگونه است که یک گزارش خبری یا گزارش غیرخبری (فیچر) در کارنامه‌‌ی کاری‌اش وجود ندارد؟ او چطور خواهد توانست اصول گزارش‌نویسی خبری/ گزارش از شخص/ گزارش از مکان/ گزارش بازتابی/ گزارش پدیده‌ای/ گزارش غیرخبری و  گزارش توصیفی را به شاگردانش بیاموزد؟!

واقعیت آن است که روزنامه‌نگاری و خبرنگاری، علاقه، استعداد و مهارت می‌خواهد. هماره در روزنامه‌نگاری نوین گفته می‌شود این‌ها مکمل یکدیگرند و استعداد و علاقه بدون یادگیری مهارت‌های کافی، صرفاً شتاب‌زده به آزمون و خطارفتن است! یادگیری مهارت‌‌ها نیز با مطالعه و البته اجرای اصول مطالعه شده در حوزه‌ی عمل، به‌دست می‌آید که خود، مستلزم تمرین فراوان است.

لرستان فرسنگ‌ها با «کیفیت مطبوعاتی و رسانه‌ای» فاصله دارد؛ دلیلش هم بسیار ساده است: آدم‌ها علاقه‌مند به حرفه‌ی خبرنگاری و روزنامه‌نگاری‌اند اما به هر دلیلی، نمی‌خواهند مهارت‌های آن‌را بیاموزند. فرجام کار نیز علاقه و شاید هم استعداد، بدون «مهارت» است! وقتی چنین شد، فعالیت رسانه‌ای، غیرعلمی می‌شود. غیرعلمی شدن روزنامه‌نگاری و خبرنگاری بدین معنی است که از نظر کیفیت محتوایی و شکلی، پیوسته «درجا» خواهیم زد؛ حتا اگر به ظاهر، بیشتر از ۵۰ مجوز نشریه در استان لرستان داشته باشیم.